مؤلفان باستان كه قبل از هردوت ميزيستند و آثار آنان امروز از بين رفته در اصطلاح ادبى به لوگوگراف
( Logographe )
معروفاند . مشهورترين آنها كادموس
( Kadmos )
از اهل ملط ، هلانيكوس
( Hellanicos )
از اهل ميتىلن
( Mitylene )
، شارون
( Charon )
از اهل لامپساك
( Lampsaque )
و هكاته معروف از اهل ملط و نيز چند مورخ و وقايعنگار ديگر است كه هريك به سهم خود در گذشته و سوابق بشر كنجكاويهائى كردهاند . يكى از خصوصيات بارز اين دسته از نويسندگان يونان باستان اينست كه بيشتر دربارهء چگونگى تأسيس شهرهاى قديم و شكوه و جلال و كبر و غرور خانوادههاى بزرگ و اشراف داد سخن دادهاند و كوشيدهاند با استدلالى غالبا واهى و خيالى اصل و نسب كسانى را كه موردنظر بودهاند به خدايان و قهرمانان باستان برسانند و درين راه كنجكاويهاى فراوان كردهاند . از اين حيث در حقيقت اين دسته از مورخان باستان پيشقدمان مكتب بيوگرافىنويس در عالم تاريخ محسوب ميشوند .
كار ديگر اين دسته از مؤلفان بيان اوضاع و احوال مشرقزمين و سواحل درياى مديترانه بود كه در آن زمان مركز فعاليت اقتصادى و سياسى عصر محسوب ميشد . در دورهاى كه يونانيان تصور ميكردند شهر ساموس و ستونهاى هركلس در فاصلهاى مساوى از يونان اصلى قرار گرفته و چهارديوارى جهان از حدود مديترانه تجاوز نميكرده است اين مورخان باستان در اطراف دنيائى كه هموطنان آنان در آن ميزيستند و دربارهء اصل و نسب و نژاد آنان به بحث و كاوش پرداختهاند . بزرگترين عيب اين وقايعنگاران اين بود كه بجاى تاريخنويسى به افسانهنويسى دربارهء اشخاص توجه داشتند و داستاننويسى و حكايتگوئى و افسانهسرائى اساس و پايه كار آنها بود .
كتب آنان غالبا شامل مجموعهاى از حوادث و وقايع مربوط به خدايان باستان و افسانههاى منسوب به آنان بود و نكات اخلاقى و فلسفى و استنتاج تاريخى در آنها يافت نميشد ، بقسمى كه ميتوان گفت حتى افسانهنويسى اين نويسندگان فاقد عمق و معنى بود . با اين حال اين افسانههاى پوچ و واهى مورد توجه مردم آن زمان بود و يونانيان باستان از خواندن آنها لذتى فراوان ميبردند . يكى از اين افسانهنويسان كه از حيث