محدود مىشود . در جهت طلوع فجر و آفتاب « 1 » دشتى بدنبال آن قرار دارد كه تا چشم كار مىكند ادامه دارد . ماساژتها كه كوروش هوس جنگ با آنها را در سر پرورانيد در قسمت بزرگى از اين دشت وسيع زندگى ميكردند . عواملى كه كوروش را به اين جنگ تشويق و تحريص ميكرد متعدد و در عين حال قانعكننده بود ، چه اولا كوروش از حيث نژاد و اصالت خود را فوق بشر عادى تصور ميكرد و ثانيا در تمام جنگهاى خود با موفقيت و پيروزى روبرو شده بود و هرجا كه او اراده كرده بود به جنگ بپردازد قومى كه مورد حمله قرار ميگرفت چارهاى جز اطاعت نداشت .
205 - در آن زمان زنى كه توميريس « 2 » نام داشت بعد از فوت شوهرش بر قوم ماساژت سلطنت ميكرد « 3 » . كوروش اظهار تمايل كرد كه او را بزنى براى خود بگيرد و كسى به اين قصد بنزد او فرستاد تا از جانب او تقاضاى ازدواج كند : ولى توميريس دانست كه آنچه كوروش ميطلبد كشور ماساژتها است ، نه شخص او . پس او كوروش را از آمدن بسوى خود منع كرد . در اين موقع كوروش چون مشاهده كرد كه با خدعه كارى از پيش نميرود ، بسوى آراكس حركت كرد و آشكارا با ماساژتها بجنگ پرداخت . براى عبور سپاهيان خود چند پل بر روى رودخانه افكند و بر روى كشتىهائى كه از رود ميگذشتند برجهائى بنا كرد « 4 » .
206 - در موقعى كه او به اين كار مشغول بود ، توميريس كسى بنزد او فرستاد و چنين پيغام داد : « اى پادشاه مادها ، از ادامهء كارى كه بدان مشغول هستى خوددارى كن .
زيرا تو نميتوانى اطمينان داشته باشى كه سرانجام آن به حال تو مساعد باشد . از اين
هامش
( 1 ) - يونانيان باستان جهات را با جهت وزش باد و طلوع آفتاب تعيين ميكردهاند .
( براى توضيح بيشتر رجوع شود به يادداشت مقدمه دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان . )
( 2 ) -Tomyris( 3 ) - ظاهرا زنان اقوام چادرنشين آسياى مركزى بيش از زنان اقوام شهرنشين قدرت و كفايت داشتهاند و در قوم و قبيلهء خود نيز احترام بيشترى نسبت به آنها رعايت ميشده است .
( 4 ) - درحقيقت كوروش پلى از كشتى احداث كرد . برجهائى كه در كشتىها بنا ميشد براى دفاع و حراست پل بوده است .