چنين نتيجه گرفته مىشود كه اگر تو بر سپاهى كه با تو روبرو است فاتح شوى ، تو نيز ميتوانى مستقيما به قلب امپراتورى توميريس حمله برى « 1 » . اگر از اين ملاحظات هم صرفنظر كنيم ، خجلتآور و غير قابل قبول است كه كوروش پسر كامبيز در برابر يك زن عقبنشينى كند و ميدان را براى او خالى گذارد . عقيدهء من اينست كه در اين ساعت بايد از رود گذشت و بهر مقدار كه ماساژتها عقبنشينى ميكنند در خاك آنها پيش رفت و سپس براى مغلوب كردن آنها بطريق زير اقدام كرد : بطورى كه من شنيدهام ماساژتها لذايذ پارس را نچشيدهاند و از نعمتهاى بزرگ بى خبرند . پس براى آنها بدون ملاحظه و صرفهجوئى عدهء زيادى چهارپايان بكشيم و گوشت آنها را آماده كنيم و ضيافتى باشكوه در اردوى خود ترتيب دهيم و جامهاى شراب فراوان و تنقلات زياد بر آن بيفزائيم . بعد از اين عمل ، بدترين دستههاى سپاه را در عقب قرار دهيم و بقيه را بسوى رود عقب بكشيم . اگر من اشتباه نكنم ، همين كه ماساژتها اين همه لذايذ را فراوان در مقابل خود ديدند بر سر آن خواهند ريخت و در آن موقع ما ميتوانيم به كارهاى بزرگى دست زنيم . »
208 - چنين بود عقايد مختلفى كه اظهار شد . كوروش عقيدهء اول را رد كرد و عقيدهء كرزوس را پذيرفت . پس به توميريس پيغام داد كه عقبنشينى كند تا او از رود بگذرد و با او بجنگ پردازد . ملكه همانطور كه قبلا وعده داده بود عقبنشينى كرد . كوروش كرزوس را به فرزند خود كامبيز كه در سلطنت جانشين خود كرده بود « 2 »
هامش
( 1 ) - تنها فرضى كه كرزوس بهيچوجه متوجه آن نبود و اتفاقا صورت وقوع يافت احتمال شكست كوروش بود در خاك دشمن . بديهى است مفهوم ضمنى گفتهء او آنست كه چون از پيام توميريس معلوم مىشود كه او قصد كشورگشائى ندارد ، در صورت شكست كوروش ، توميريس او را تعاقب نخواهد كرد و كوروش خواهد توانست با جنگ و گريز بآنسوى آراكس مراجعت كند .
( 2 ) - يكى از عادات پارسها اين بود كه چنانچه پادشاه بجنگى عزيمت ميكرد كه احتمال ميرفت شكست بخورد و مراجعت نكند ، جانشين احتمالى خود را قبل از حركت تعيين ميكرد ( كتاب هفتم - بند دوم ) .