تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
صرفنظر از بحث بزرگى كه دربارهء « صداقت » و « راستگوئى » هردوت بين دو مكتب انگليسى و فرانسوى درگرفته است ، مسئله ديگرى كه دربارهء هردوت شايان توجه مىباشد اينست كه بفرض اينكه اين مؤلف در نقل وقايع كاملا « صديق » و « راستگو » بوده آيا شخصيت او طورى بوده است كه بتواند نقش يك شاهد عادل و يك قاضى بىنظر را به عهده گيرد ، يا بعبارت بهتر بفرض اينكه هدف او جستجوى حقيقت و صدق گفتار بوده آيا شخصا قادر بوده است پس از مشاهده و قضاوت وقايع ، صحت و درستى آنها را تشخيص دهد تا خوانندگان خود را از روى سهو و خطا دچار اشتباه نكند . بحثى كه دربارهء اين موضوع در اطراف هردوت مطرح است ميتوان در يك جمله خلاصه كرد : نخست آنكه آيا هردوت يك مورخ صادق و راستگو بوده و ديگر آنكه بفرض راستگو بودن آيا محققى بصير و روشن‌بين بوده است ؟ بحث دربارهء اين دو مسئله مهم كارى است بس دشوار و پرزحمت كه از عهده نگارندهء اين مقال خارج است . هرگز درين بحث مختصر و كوتاه چنين جاه‌طلبى علمى نميتوان داشت ، زيرا هركس با مختصر اطلاعات تاريخى خود نميتواند بطور صحيح دربارهء اين مشكل بزرگ قضاوت كند . با اين حال نگارنده باقتضاى وظيفه‌اى كه از لحاظ تحرير مقدمه و روشن كردن شخصيت هردوت از لحاظ تاريخ نويسى براى خود قائل مىباشد پس از اشارهء مختصر به نظر مؤلفان باستان دربارهء هروت و آثار او قضاوتى كه باقتضاى ترجمهء متن هردوت و مطالعهء اثر اين مورخ بزرگ به انسان الهام مىشود درين مختصر بيان خواهد كرد . * * * يونان باستان يكى از كشورهاى شگفت عهد باستان است كه بيش از هر سرزمين ديگر براى بشر نويسنده و متفكر و فيلسوف باقى گذارده است . معروف است كه هردوت اولين مورخ دنيا است ، ولى قبل از او نيز در يونان باستان عده‌اى از نويسندگان بنام ميزيستند كه هريك تا حدودى در تكميل فن تاريخ‌نويسى سهمى داشته‌اند و شايد بتوان آنانرا نيز پيشقدمان فن تاريخ‌نويسى دانست . اين دسته از