ولى بايد از باز كردن قبر در موقعى كه به پول محتاج نيست يا براى علتى ديگر بپرهيزد ، زيرا اين كار بنفع و صلاح او نخواهد بود . » اين قبر تا زمانى كه سلطنت به داريوش رسيد باز نشد ؛ ولى داريوش ناراحت بود كه چرا بايد دروازهاى كه قبر بر آن قرار دارد مورد استفاده قرار نگيرد و خزائنى كه در آنجا انباشته است و كتيبهء قبر ، شخص را به ربودن آن تشويق مىكند تصاحب نشود ( داريوش هرگز از اين دروازه عبور نميكرد و علت آن بود كه در موقع عبور جنازه در بالاى سر او قرار ميگرفت ) . پس داريوش امر كرد قبر را بشكافند . از خزاين و جواهرات خبرى نبود و فقط جنازه و كتيبهاى يافت شد كه بر روى آن اين مطلب خوانده ميشد :
« اگر تو تشنهء پول نبودى و حرصوطمع شرمآورى نداشتى آرامگاه مردگان را نمىشكافتى . » اين بود بطوريكه نقل كردهاند سرگذشت ملكه نيتوكريس .
188 - كوروش با فرزند اين ملكه وارد جنگ شد . اين پادشاه بنام پدر خود لابينت « 1 » خوانده ميشد و بر اهالى آشور سلطنت ميكرد « 2 » . وقتى شاهنشاه بجنگ ميرود خوار - و بار و آذوقه و حيوانات زيادى از كشور خود همراه ميبرد و بخصوص مقدارى از آب
هامش
( 1 ) -Labynete- آخرين پادشاه بابل كه بدست كوروش از سلطنت خلع شد نبونيد( Nabonide )نام داشت كه پارسها نبونيتا( Nabounita )ميناميدند . پدر و مادر اين پادشاه بر خلاف گفتهء هردوت هيچيك در بابل بسلطنت نرسيده بودند و گويا هردوت بخت النصر معروف را با ملكه نيتوكريس اشتباه كرده است . در اين صورت نيز نبونيد جانشين بلافصل بخت النصر نبوده است و هيچيك از اسلاف نزديك او نيز چنين اسمى نداشتهاند . در نظر هردوت لابينت اول كه پدر لابينت اخير بوده ظاهرا در موقعى سلطنت ميكرده است كه بين ماد و ليدى نزاع آغاز شده بود ( بند 73 همين كتاب ) .
( 2 ) - قطعا مقصود مؤلف از « اهالى آشور » اهالى بابل است . جنگى كه هردوت به شرح آن مشغول است و همچنين تسخير بابل در سال 538 يا 539 قبل از ميلاد اتفاق افتاده .
ولى كوروش از مدتى قبل ، يعنى از سال 547 و 546 قبل از ميلاد موجبات تشويش و اضطراب نبونيد را فراهم كرده بود . او درحقيقت دنباله كارهاى آستياژ را ادامه ميداد ، چه آستياژ چندين سال قبل از اين جنگ ناحيه هران( Harran )و بين النهرين غربى را اشغال و بابل را از سوريه جدا كرده بود و شايد اگر از سلطنت خلع نشده بود اين فتوحات را همچنان ادامه ميداد .