درياچه هم حفر شد تمام جريان رود فرات را متوجه گودال بزرگى كه حفر شده بود كرد . در مدتى كه اين درياچه پر ميشد ، بستر قبلى رودخانه خشك شده بود . پس ملكه امر داد دو طرف ساحل رودخانه را در قسمتى كه در شهر واقع شده بود و همچنين پلههائى كه از دريچههاى آهنى به آب منتهى ميشد مانند حصار شهر از آجر پخته فرش كنند . از طرف ديگر در وسط قسمتى از رود كه از شهر ميگذشت با سنكهائى كه امر داده بود استخراج كنند پلى احداث كرد .
اين سنكها را با آهن و سرب وصل ميكردند . هنگام روز قطعات چوب مربع شكلى بر روى پل قرار ميدادند تا اهالى بابل بتوانند از روى آن عبور كنند ، ولى هنگام شب اين تيرها را جمع ميكردند تا اشخاص در تاريكى ولگردى نكنند و بخانهء يكديگر بدزدى نروند « 1 » . وقتى محوطه خاكبردارىشده بدرياچهاى مملو از آب مبدل شد و كار ساختن پل نيز بپايان رسيد ، جريان فرات را از درياچه مصنوعى به بستر اوليهاش منحرف كردند . حاصل اين كار درياچه مصنوعى بزرگى بود كه احداث آن بسيار مناسب بود ، باضافهء پلى كه براى استفاده مردم شهر بر روى رود ساخته شد .
187 - همين ملكه حيله و تدبيرى به كار برد كه اكنون شرح مىدهم . در بالاى يكى از دروازههاى شهر كه از همه بيشتر رفتوآمد داشت براى خود مقبرهاى مرتفع بنا كرد كه پايههاى آن بر روى دروازه بود « 2 » . آنگاه امر كرد بر روى آن قبر اين كتيبه را حك كنند : « اگر يكى از پادشاهانى كه بعد از من بر بابل سلطنت خواهد كرد به پول محتاج شود ، بايد قبر مرا بگشايد و هراندازه پول مايل است بردارد ؛
هامش
( 1 ) - ظاهرا در نقطهاى از پل كه گويا در قسمت غربى شهر قرار داشت ، قسمتى از پل را متحرك و قابل نقلوانتقال ساخته بودند و در همين قسمت بود كه هنگام شب تيرهاى آن را جمع ميكردند .
( 2 ) - پايههاى مقبره روى دو جرز دو طرف دروازه بنا شده بود بقسمى كه به نظر ميآمد مقبره بين زمين و آسمان معلق است .