كردند . اين دو كار ، يعنى پيچدرپيچ كردن رودخانه و خاكبردارى منطقهاى باطلاق خيز ، از آن جهت صورت گرفت كه ملكه قصد داشت جريان واحد فرات را به چندين جريان كوچكتر تقسيم كند تا جريان آب آرام شود و كسى نتواند از راه فرات با كشتى به بابل وارد شود مگر پس از گذشتن از پيچوخم زياد و دور زدن اين درياچهء بزرگ . او اين كار را در قسمتى از خاك خود كه گذرگاه و كوتاهترين راه عبور از سرزمين مادها « 1 » بود انجام داد تا مادها نتوانند با رفتوآمد زياد در اين ناحيه از حال او و كشورش مطلع شوند . « 2 »
186 - قصد نيتوكريس از احداث اين تأسيسات ايجاد يك خط دفاعى بود « 3 » ، ولى بطوريكه بعدا خواهيم ديد فايدههاى ديگرى نيز از آن بردند . شهر بابل از دو قسمت تشكيل ميشد و رود فرات از ميان آن ميگذشت . در زمان پادشاهان قبل وقتى ميخواستند از يك قسمت شهر به قسمت ديگر روند مجبور بودند با كشتى عبور كنند و من تصور ميكنم كه اين كار خيلى پرزحمت بود . اين ملكه چارهء اين كار را هم كرد و در همان موقع كه به حفر درياچه مشغول بود از همين كار براى ايجاد بناى ديگرى كه اكنون شرح مىدهم استفاده كرد . ابتدا امر داد قطعات بزرگ سنك استخراج كنند وقتى اين سنگها آماده شد و محل
هامش
( 1 ) - « سرزمين مادها » در آن زمان شامل آشور نيز بود . اين كشور را سياگزار پس از نينوا تسخير و به كشور خود ضميمه كرده بود . ظاهرا قصد نيتوكريس از اجراى اين كارهاى عظيم آن بوده است كه راه مادها را از همين طرف سد كند ، زيرا آشور نزديكترين قسمت كشور ماد به بابل بود .
( 2 ) - قصد ملكه بطوريكه در قسمت اول اين بند ذكر شده بخصوص اين بود كه مانع شود مادها بعنوان دشمن به بابل وارد شوند . در اين صورت پيچدرپيچ و طولانى كردن جريان فرات نبايد تأثيرى در متوقف كردن دشمن داشته باشد ، زيرا براى عناصر خبرچين و جاسوس چندان دشوار نبود كه چند روزى اضافه در مسير فرات به گردش ادامه دهند .
( 3 ) - نكته جالب در اينجا اينست كه براى متوقف كردن مادها بهيچوجه صحبت از ساختن ديوار و حصار نيست .