رود خوسپس « 1 » كه در نزديكى شوش جارى است با خود همراه دارد ، زيرا او فقط آب اين رود را ميآشامد و هيچ آب ديگرى را دوست ندارد . آب اين رود را ميجوشانند و در ظرفهائى از نقره ميريزند و بر روى عدهء كثيرى گردونههاى چهار چرخه قرار ميدهند كه بوسيلهء قاطر در تمام نقل و انتقالات پادشاه بدنبال او حمل مىشود .
189 - كوروش ضمن عبور بسوى بابل بسواحل رود ژيندس رسيد « 2 » ( اين رود از كوههاى ماتين « 3 » سرچشمه ميگيرد و از كشور داردان « 4 » ميگذرد و در رود ديگرى كه دجله نام دارد ميريزد و رود اخير هم كه از نزديكى شهر اوپيس « 5 » ميگذرد در درياى اريتره به دريا ميريزد ) . و اين رودى است كه فقط با كشتى ميتوان از آن گذشت . پس وقتى كوروش خود را براى عبور از اين رود آماده ميكرد يكى از اسبان سفيد او كه از دستهء اسبان مقدس بود « 6 » بهيجان آمد و برودخانه وارد شد و كوشيد از آب بگذرد ، ولى امواج آب او را درهم پيچيد و با خود برد . كوروش از اين اهانت رود
هامش
( 1 ) - خوسپس( Choaspes )نام يكى از رودهاى ماد باستان است كه درحقيقت همان كارون امروز است كه يكى از شعب آن بنام قرهسو از كنار شوش ميگذشت و معروف است كه پادشاهان پارس فقط از آب اين رود براى مصرف آشاميدن خود استفاده ميكردهاند .
( 2 ) - ژيندس( Gyndes )رود دياله امروز است .
( 3 ) - كشور ماتين( Matienes )بين ارمنستان و خوزستان ( كتاب پنجم هردوت - بند 52 ) در منطقهاى كه قسمت اعظم آن به آشور تعلق داشت واقع شده بود .
( 4 ) - امروز بر ما معلوم نيست كه ناحيه داردان( Dardanes )در عهد باستان با كدام ناحيه امروز تطبيق ميكرده است .
( 5 ) -Opis( 6 ) - در سپاه پارس در حين جنگ هشت اسب سفيد گردونهاى خالى كه متعلق به خداوند زوس يا خداوند خورشيد بود با خود حمل ميكردند ( كتاب هفتم - بند 40 و 55 - كتاب هشتم - بند 115 ) ده اسب مقدس ديگر كه رنگ آنها بر ما مجهول است با دست كشيده ميشدند ( كتاب هفتم - بند 40 ) . ظاهرا واقعهاى كه مؤلف نقل مىكند براى يكى از اسبان دستهء اول كه براى عبور از رودخانه از گردونه آزاد كرده بودند روى داده است .