بود و بطوريكه كلدانيان ميگويند مجموع آن هشتصد تالان « 1 » طلا وزن داشت .
غير از اين معبد ، قربانگاهى از طلا وجود دارد و علاوه بر آن قربانگاه بزرگ ديگرى هست كه حيوانات بزرگ و بالغ را در آنجا قربانى ميكنند . در قربانگاهى كه از طلا است ، فقط حيوانات شيرخوار را ميتوان قربانى كرد . هرسال در موقعى كه براى تجليل اين خدا جشن ميگيرند ، كلدانيان هزار تالان عود بر روى قربانگاه بزرگ ميسوزانند . در زمان كوروش در معبدى كه از آن صحبت ميكنم هنوز مجسمهاى بارتفاع دوازده آرنج « 2 » از طلاى ناب موجود بود « 3 » . من شخصا آن را نديدهام و همانطور كه گفتم كلدانيان چنين ميگويند . داريوش پسر هيستاسپ كه به اين مجسمه چشم طمع دوخته بود جرأت نكرد آن را تصاحب كند ، ولى فرزند او خشايارشا آن را تصاحب كرد و كاهنى كه او را از دست زدن بدان مانع ميشد بقتل رسانيد . اين بود تزيينات اين آرامگاه . در داخل آن هداياى زياد ديگرى موجود است كه اشخاص عادى اهدا كردهاند .
184 - شهر بابل بدون ترديد پادشاهان زيادى به خود ديده است كه معابد و حصارهاى آن را تزيين كردهاند و من در تاريخ آشور از آن صحبت خواهم كرد . بين اين پادشاهان دو زن جلب توجه ميكنند . زنى كه نخستين بار در بابل سلطنت كرد و پنج نسل قبل از زن دوم بود سميراميس نام داشت « 4 » . او سدهائى از خاك و گل
هامش
( 1 ) - تالان( Talent )واحد وزن در يونان باستان و برابر 39 و 36 كيلوگرم امروز ما است ( رجوع شود به توضيح مقدماتى دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان )
( 2 ) - آرنج واحد طول در يونان باستان و برابر 444 ميليمتر ( رجوع شود به يادداشت مقدمه دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان ) .
( 3 ) - دربارهء اين مجسمه رجوع شود به توضيح خارج از متن .
( 4 ) -( Semrramis )- اين شخص همان سامورامات( Samou - ramat )شاهزادهء بابلى و مادر پادشاه آشور آدادنيرارى سوم( Adad - Nirari lll )است ( 762 - 810 قبل از ميلاد ) كه در زمان فرزندش نقش مهمى در ادارهء امروز امور كشور بازى كرد . در فاصلهء زمانى بين حكمرانى او و حكمرانى زن ديگرى كه نىتوكريس( Nitocris )نام داشت يعنى تا زمان بخت النصر ( 605 - 562 ق . م ) اگر همانطور كه هردوت حساب كرده است براى هر قرن سه نسل فرض كنيم جمعا پنج نسل بيشتر مشاهده نميشود .