و در همين زمان درين شهر درگذشته است و چون مورخ به وقايع نخستين سالهاى اين جنگ بزرگ نيز اشاره كرده است ( جلد نهم - بند 72 ) حدس زده مىشود مرگ او در حدود سال 425 قبل از ميلاد يعنى مدتى پس از شروع جنگ پلوپونز اتفاق افتاده است .
* * * اين بود مختصرى دربارهء زندگانى مؤلف قديمترين تاريخ جهان . نخستين سؤالى كه دربارهء هردوت مطرح مىشود اينست كه آيا آثار قلمى اين نويسندهء كهن بطور كامل بما رسيده يا دست حوادث روزگار قسمتى از آن را براى هميشه از نظر كنجكاو بشر امروز پنهان كرده است . حدس غالب محققان و مورخان براينست كه هردوت تنها مورخى است كه سعادت با او يارى كرده و تمام آثار او را صحيح و سالم به نسلهاى بعد رسانيده است . هردوت در كتاب خود به تاريخى بنام « تاريخ آشور » كه ظاهرا خود مؤلف آن بوده است اشاره كرده و دو بار بخوانندگان وعده داده است كه آن را به زودى منتشر خواهد كرد ( جلد اول بند 106 و 184 ) .
اگر واقعا هردوت چنين كتابى تأليف كرده باشد امروز ما به كلى از آن بىخبريم و كوچكترين اطلاعى از آن در دست نداريم . اگر از اين كتاب احتمالى كه هردوت خود بدان اشاره كرده ولى وجود آن مورد ترديد بسيارى از محققان و دانشمندان قديم و جديد مىباشد صرفنظر كنيم متن كامل كتاب بزرگ هردوت تحت عنوان « تاريخ » در نه جلد امروز بطور كامل در دسترس ما مىباشد . كتاب ديگرى نيز تحت عنوان « زندگانى هومر » باقى است كه جمعى تأليف آن را به هردوت نسبت دادهاند ولى چون هيچيك از محققان اين انتساب را صحيح نميدانند بايد در صحت آن ترديد كرد .
چون در اين مقدمه مختصر تفسير اين كتاب بزرگ هردوت و مطالعهء دقيق مسائلى كه قديمترين مورخ جهان مطرح كرده است امكانپذير نمىباشد . كوشش نگارنده آنست كه در حدود امكان فقط مسائل مهمى كه دربارهء نه جلد كتاب تاريخ
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 11
مساهمون: هرودت
ص١١