كند و در كفن قرار دهد و دفن كند « 1 »
120 - اين بود مجازاتى كه آستياژ در حق هارپاگ اجرا كرد . چون آستياژ در صدد بود دربارهء كوروش نيز تصميمى اتخاذ كند همان مغانى كه خواب او را به شرحى كه نقل كرديم تفسير كردند بحضور طلب كرد . وقتى آنها بحضور رسيدند از آنها پرسيد خواب او را چگونه تعبير كرده بودند « 2 » . ولى مغان همان تفسير اوليه را براى او تكرار كردند و گفتند اگر آن طفل زنده مانده و قبلا تلف نشده بود قطعا به پادشاهى انتخاب ميشد . آستياژ چنين بسخن ادامه داد : « آن طفل زنده است و در دهات زندگى كرده است . اطفال دهكده او را بپادشاهى برگزيدهاند و آنچه را كه پادشاهان واقعى ميكنند او نيز انجام داده است . او مستحفظينى براى حفظ جان خود برگزيده و مراقبينى براى دربانى و مأمورينى براى انتقال پيغامهاى خود انتخاب كرده است . براى ديگر مشاغل نيز كسانى منصوب كرده و فرمانروائى آنان را به عهده گرفته است . اكنون بگوئيد اين ماجرا چه چيز بر شما روشن مىكند ؟ » مغان پاسخ دادند كه « اگر آن طفل زنده است و بطور طبيعى و بدون تعمد و نقشهء قبلى بپادشاهى برگزيده شده « 3 » ، ديگر دربارهء او اضطراب بر خود راه مده و خونسردى خود را حفظ كن ، زيرا او براى بار دوم به سلطنت نخواهد رسيد . بطوريكه ما اطلاع داريم ، گاه اتفاق ميافتد كه حتى پيشگوئىها
هامش
( 1 ) - مقصود اينست كه بقاياى گوشتهاى پخته و محتويات سبد و هرآنچه از گوشت فرزند مقتول او باقى بود يكجا جمعآورى كند و در كفن قرار دهد .
( 2 ) - شايد قصد پادشاه از تجديد اين سؤال اين بود كه قبلا اطمينان يابد مغان بعلتى از نظر اول خود عدول نكرده باشند . بديهى است درينصورت تفسير اوليه آنها بىاعتبار و خالى از ارزش تلقى ميشد .
( 3 ) - مقصود اينست كه چنانچه سلطنت خيالى و كودكانه كوروش با قصد قبلى و از روى عمد ترتيب داده شده بود تا آثار زيانبخش آن خواب از ميان رود و تعبير آن صورت تحقق يابد درينصورت اين واقعه تأثيرى در تحقق واقعى تعبير خواب نداشت و چون در اين مورد از طرف آستياژ يا شخص ديگر نقشهاى براى انتخاب كوروش از طرف اطفال دهكده كشيده نشده بود و اين واقعه بطور طبيعى اتفاق افتاده بود تعبير خواب نيز تحقق يافته و ديگر خطرى از جانب اين طفل متوجه پادشاه نخواهد بود .