تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بر زبانها جارى است « 1 » . 123 - كوروش كم‌كم بزرگ شد و بين جوانان همسال خود مردى شجاع و محبوب شد . هارپاگ كه آرزو داشت انتقام خود را از آستياژ باز گيرد براى جلب محبت او هدايائى براى او ميفرستاد . هارپاگ خود را شخصى عادى ميدانست و تصور ميكرد كه خود قادر نخواهد بود عمل آستياژ را مكافات دهد ولى چون كوروش بزرگ ميشد ، درصدد برآمد بدبختىهاى او را با مصائب خود يكى جلوه دهد و او را با خود متحد كند . از مدتى قبل اقداماتى براى اجراى اين مقصود كرده بود . چون آستياژ نسبت به مادها سختگير بود ، هارپاگ با هريك از سران آنها خلوت كرده بود و مذاكراتى خصوصى درپيش گرفته بود و به آنها اطمينان داده بود كه بهتر آنست آستياژ را از سلطنت خلع كنند و كوروش را بجاى او به سلطنت برگزينند « 2 » .
هامش
( 1 ) - استدلال هردوت اينست كه چون كينو ترجمه يونانى لغت پارسى ( سپاكو ) است كه بمعنى سگ ماده است ، پدر و مادر كوروش از نام زن گاوچران استفاده كردند و چنين شايع كردند كه كوروش بلطف خداوندان بوسيله سگى ماده نگهدارى شده است و افسانه نجات كوروش بوسيلهء سگى ماده ازينجا سرچشمه ميگيرد . ولى باحتمال زياد هردوت در اين مورد اشتباه كرده ، زيرا افسانه‌اى كه بموجب آن كوروش را سگى ماده نگهدارى كرده و ژوستن( Justin )آن را در كتاب خود ( كتاب اول - بند چهارم ) نقل كرده ، همان افسانه قديمى است كه بموجب آن براى كوروش پرستارى برگزيده بودند كه نامش سگ ماده بود . بعضى از مورخان باستان معتقدند كه مقصود از گرگ ماده زنى بدكار بوده است ؛ همين مورخان عقيده دارند كه سگ ماده‌اى كه كوروش را نگهدارى كرده نيز در حقيقت اشاره به زنى است كه چنين كرده است ، با اين تفاوت كه در نظر ايرانيان باستان سگ حيوان مقدسى بود كه مخصوص خداوند بزرگ اهورمزدا بوده است . ( 2 ) - بموجب اسناد و مدارك تاريخى كه در حفريات جديد بدست آمده اطرافيان آستياژ در جنگى كه او با كوروش در پيش داشت جانب كوروش را گرفتند و نسبت به او خيانت كردند . ولى در اينكه آيا خيانت هارپاگ به علت رفتار سختى بود كه آستياژ با او درپيش گرفته بود ، اين مطلب مورد ترديد مورخين است . كتزياس( Ctesias )علت خصومت هارپاگ را نسبت به آستياژ مطلبى ديگر ميداند . بعقيدهء اين مورخ علت خيانت هارپاگ اين بود كه آستياژ داماد خود را كه جانشين او در سلطنت بود شخص ديگرى انتخاب كرده بود و هارپاگ كه مردى جاه‌طلب بود و قصد داشت خود داماد او شود از اين عمل آستياژ سخت عصبانى شده بود . در كتاب اشيل( Eschyle )( پارس‌ها - كتاب پنجم - بند 766 ) از شخصيت آستياژ توصيفى بمراتب بهتر از شخصيت هارپاگ شده است .