تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
زياد داشت به چرا ميبرد . او زنى داشت كه مانند خود او غلام و برده بود و نامش به زبان ماد سپاكو « 1 » بود كه به زبان يونانى كينو « 2 » يعنى سگ ماده معنى داشت ، زيرا مادها سگ ماده را سپاكو مينامند . كوه‌هائى كه اين گاوچران گاوان را براى چرا ميبرد در شمال اكباتان ، در جانب درياى سياه قرار داشت . در آن قسمت ، در جهت ساسپير « 3 » ، سرزمين ماد بسيار كوهستانى و مستور از برجستگىها و جنگل‌ها است ، در حالى كه بقيهء اين كشور كاملا هموار و يكنواخت است . گاوچران امر هارپاگ را دردم اجرا كرد و همين كه بنزد او حاضر شد ، هارپاگ به او چنين سخن گفت : « آستياژ به تو امر مىكند اين طفل را بگيرى و در دورافتاده‌ترين نقاط كوهستان رها كنى تا هرچه زودتر درگذرد . و نيز به من امر كرده است كه به تو بگويم چنانچه او را نكشى يا او را به نحوى از مرگ نجات دهى ، خود با بدترين وضع بقتل خواهى رسيد . به من امر شده است كه رها كردن طفل را در كوهستان نظارت كنم . » 111 - وقتى گاوچران اين سخنان را شنيد طفل را در آغوش گرفت و از همان راهى كه آمده بود به باغ خود مراجعت كرد . اتفاقا در موقعى كه او به شهر رفته بود زن او كه هر روز در انتظار لحظهء وضع حمل بود طفلى به دنيا آورده بود و من تصور ميكنم كه اين اتفاق برحسب ارادهء خداوندى بوده است « 4 » . هردو در اضطراب و تشويش بودند : گاوچران نگران وضع حمل زوجهء خود بود و زن او نيز از اينكه هارپاگ بر خلاف عادت و انتظار شوهرش را بحضور طلبيده ترس
هامش
( 1 ) -Spaco( 2 ) -Kyno( 3 ) -Saspires( 4 ) - هردوت افسانه‌هائى را كه براى تجليل زياده از حد كوروش بر سر زبانها بود با ترديد تلقى مىكند و با اين حال جاى تعجب است كه لا اقل نجات او را از مرگ ناشى از ارادهء خداوندى ميداند .