تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
شخصا اين بيماران را كه سكاها « اناره » « 1 » مينامند مشاهده كنند « 2 » . 106 - سلطهء اقوام سيت بر آسيا مدت بيست و هشت سال ادامه يافت و در اين مدت رفتار خشن و در عين حال غفلت و سهل‌انگارى آنها موجب ويرانى سراسر اين سرزمين شد . از يكطرف بعنوان باج از هريك از اقوام و ملل مبلغى به زور ميگرفتند ، و از جانب ديگر ، علاوه بر باجى كه نام بردم ، هنگام نقل و انتقالات خود اموال مردم را بغارت ميبردند . سياگزار و اقوام ماد جمعى كثير از آنها را به ضيافتى دعوت كردند و آنها را از باده سرمست نمودند و بقتل رساندند . و بدين ترتيب بار ديگر مادها تفوق از دست‌رفتهء خود را بازيافتند و بر كشورهائى كه در گذشته دست يافته بودند از نو مسلط شدند ؛ شهر نينوا « 3 » را تسخير كردند ( اينكه مادها چگونه اين شهر را تسخير كردند مطلبى است كه در قسمت ديگرى از اين سر - گذشت نقل خواهم كرد ) « 4 » و سراسر آشور باستثناى بابل را باطاعت خود در آوردند . پس از اين وقايع سياگزار كه با به حساب آوردن دورهء سلطهء سكاها جمعا چهل سال سلطنت كرده بود درگذشت .
هامش
( 1 ) -Enarees( 2 ) - روايت مسافرينى كه از اين سرزمين عبور كرده‌اند حاكى است كه بعضى از مردان سيت كه « اناره » ناميده ميشدند به شكل زن درآمده بودند . سكاها خود اين بيمارى را نتيجه خشم و غضب ربة النوع آفروديت ميدانستند . هردوت اين مطلب را تا حدى مبهم و گنگ بيان كرده و حق اين بود كه مطلب را چنين بيان ميكرد : در سرزمين سكاها كسانى زندگى ميكردند كه « اناره » ناميده ميشدند و هر مسافرى ميتوانست از نزديك بيمارى آنها را مشاهده كند . اين بيمارى را اقوام سيت آنگونه كه من نام بردم ميناميدند . ( 3 ) - در سال 612 قبل از ميلاد سياگزار متحدينى داشت كه نيرومندترين آنها اهالى بابل بودند . اگر آنطور كه حدس غالب برآنست عناصر سيت نيز در اين زمان از متحدين او بوده باشند ( همانها كه ديودور « باكترى » ناميده ) ، چون بعدها سياگزار سلاح خود را بسوى آنها كشيد ، بايد قبول كرد كه در سرگذشت هردوت از لحاظ سلسله مراتب تاريخى مطالب در جهت عكس واقع بيان شده است . ( 4 ) - شايد مقصود هردوت از « قسمت ديگرى » كه بدان اشاره كرده است « تاريخ آشور » است كه تأليف آن را به او نسبت داده‌اند و يك بار هم در بند 184 اين كتاب خود بدان اشاره مىكند . در هر حال ، اين قسمت از كتاب هردوت از بين رفته و امروز در دسترس ما نيست .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 193 | هرودت / هادى هدايتى