بگفتهء ديگران استناد مىكند و مطالب را با عبارت « بطوريكه نقل ميكنند » شرح ميدهد ، ولى هرگز فاش نميكند كه قصد او از ديگران چه كسى بوده است . احتمال ميرود قصد او از اين طرز بيان اشاره به آن دسته از كتب جغرافيائى بوده كه قبل از مؤلف تأليف شده بود ( هكاته در كتاب خود از همين نواحى سخن گفته و باحتمال زياد بعضى قسمتهاى آن را نيز خود به چشم ديده بوده است ) . همچنين احتمال ميرود مقصود مؤلف از اين كنايه مطلعينى باشد كه او در آسيا يا در سرزمين سكاها با آنها روبرو شده و از آنها دربارهء اين مطالب استفسار كرده است . اگر چنين باشد ، مقايسه جزاير رود آراكس با جزيرهء لسبوس ( بند 202 ) و نيز مقايسه سكرى كه در نتيجهء استشمام دود ادويه معطر به ساكنان اين جزاير دست ميداد با مستى و بيهوشى كه از نوشيدن شراب به يونانيان دست ميداد ( همان بند ) و انتقاد فكر غلطى كه در سراسر كشورهاى يونانى شايع بود ( بند 216 ) دليل كافى است بر اينكه بعضى از اين مطلعين بطور يقين از اوضاع يونان باخبر بودهاند .
آنچه مؤلف دربارهء اقوام كارى « 1 » ، كنى « 2 » و ليسى « 3 » نقل مىكند ممكن است تا حدى از كتب و آثار متقدمان اخذ شده باشد و دليل اين فرض مطالبى است كه مؤلف دربارهء آثار باستانى و نژادهاى وقت نقل مىكند . اما نسبت به آنچه هردوت دربارهء عقيدهء شخصى اين اقوام نسبت باصلونسب خود آنان نقل مىكند مسلم نيست كه شخصا در محل از دهان بوميان شنيده باشد و همچنين است روايات مخالفى كه نسبت به همين مطلب از قول اهالى كرت نقل مىكند كه معلوم نيست آيا خود شخصا از دهان ساكنان اين جزيره شنيده يا از جاى ديگر نقل كرده است . برعكس ، آنچه مؤلف دربارهء عادات و رسوم اقوام كنى نقل مىكند ( از قبيل شرب مسكرات بطور دسته جمعى و اهميت زيادى كه در ليدى براى نسب مادرى قائل بودهاند ) باحتمال زياد شخصا از اهالى محل شنيده است . افسانهء زنى كه از كاهنان معبد آتنا « 4 » بود و هربار كه بلائى بر شهر نازل
هامش
( 1 ) -Carie( 2 ) -Caunie( 3 ) -Lycie( 4 ) -Athena