موقع تحرير كتاب خود بوده ، ولى آنچه در بند 196 دربارهء ونتهاى « 1 » ساكن ايليرى « 2 » نقل مىكند چنين نيست . احتمال ميرود كه ذكر اين وجه شبه و توصيف يكى از عاداتى كه در زمان او متروك شده بود از هكاته اخذ شده باشد ، چه هكاته قبل از مؤلف دربارهء دستهاى از اقوام ونت كه در ناحيهء درياى سياه سكونت داشتهاند صحبت مىكند .
و نيز محتمل است هردوت از عادات مردم بابل ابتدا در شهر بابل كسب خبر كرده و سپس دربارهء عادات ونتها در مغرب زمين كنجكاوى كرده باشد . در هر حال ، در تمام قسمتهائى كه هردوت بشرح عادات و رسوم اهالى بابل اختصاص داده شخصا چيزى از جانب خود نميگويد و بر خلاف آنجا كه دربارهء عادات و رسوم پارسها مينويسد همه جا مطلب را از قول ديگران نقل مىكند . نسبت به اطلاعاتى كه مؤلف دربارهء ثروت و تمول بابل و عايدات شاهنشاه هخامنشى و ساتراپ محل نقل مىكند ( بند 192 ) كمتر ميتوان ترديد كرد و بطور يقين مؤلف اين اطلاعات را در دست اول از ساتراپى كه هنگام سفر مؤلف به بابل در اين شهر حكومت ميكرده و تريتانتكمس « 3 » نام داشته بدست آورده و شايد افعال استمرارى كه مؤلف به كار برده اشاره به زمانى است كه مسافرت او اتفاق افتاده . و نيز اطلاعات مفصلى كه بعدا دربارهء حاصلخيزى اراضى اين ناحيه و محصولات آن نقل مىكند ( بند 193 ) ظاهرا در محل جمعآورى كرده است .
ملحض كلام آنكه حتى بفرض آنكه هردوت نسبت به قسمتهائى از كتاب خود مديون كتب و آثار متقدمان خود باشد ، ترديدى نيست كه كاوشها و جستجوهاى شخصى مؤلف ، مصاحبه او با اهالى بابل و « كلدانيان » و ديگر بوميان و ملاقات و گفتگو با تريتانتكمس و درباريان اين ساتراپ از مهمترين منابع قسمتى از كتاب او است كه بشرح احوال بابل اختصاص دارد . برعكس ، هيچيك از مطالبى كه مؤلف دربارهء درياى خزر ، رود آراكس و كشور ماساژتها و اخلاق و عادات و رسوم اين قوم نقل مىكند نتيجهء ملاحظات شخصى او نيست . هردوت خود در بند 201 و 203 مكرر
هامش
( 1 ) -Venetes( 2 ) -Illyrie( 3 ) -Tritantaichmes