كه آنان براى خود انتخاب كردند از روايات شفاهى محل استفاده كرده و اگر هم در اينباره به كتبى مراجعه كرده بطور يقين اين كتب از نوع كتب نژادشناسى و نسبشناسى بوده است . در شرحى كه مؤلف از اقوام يونى نقل مىكند فقط در جائى بنوشتهء ديگران استناد مىكند كه نوشتهء آنانرا از لحاظى مورد انتقاد قرار ميدهد .
اين طرز رفتار در بعضى از سطور بندهاى 143 و 146 و 147 مشاهده مىشود و باحتمال زياد هدف بحث و جدال او هكاته معروف بوده است نه شخص ديگر . ظاهرا هكاته وضع موجود زمان خود را نقل كرده و گفته بوده كه اهالى يونى در پانيونيون اجتماع ميكردهاند ، و هردوت كه خود از قوم درى و اهل قلم بوده از اين فرصت استفاده كرده و با يك تير دو نشان زده است ، بدين معنى كه هم گفتهء همكار تاريخنويس خود را مورد انتقاد قرار داده و هم با انتقاد گفتهء او از اقوام يونى كه همسايگان همشهريان او بودهاند بدگوئى كرده است . هردوت مدعى است كه هكاته سخنگوى اقوام يونى بوده و اين اقوام خود را برتر از ديگر اقوام و ملل ميدانستهاند و نسبت باقوام ديگر بىاعتنا بودهاند . آنگاه پس از ذكر اين نقل قول ، مؤلف به بهانهء درهم شكستن اين ادعا بجان هردو ميافتد و قوم يونى و هكاته را توأما بباد انتقاد ميگيرد .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: هرودت
ص١٨٣