و كاخ شاهى در دو طرف رود فرات بوده است ، در اين ادعا بايد بطور يقين معمائى نهفته باشد . چون جريان رود فرات بطور دائم از مشرق به مغرب تغيير محل ميدهد ، بعيد نيست كه در نيمهء قرن پنجم قبل از ميلاد جريان آن از ميان تپههائى ميگذشته كه اكنون به تپه قصر و عمران معروفاند و امروز اين هردو تپه پس از تغيير تدريجى جريان آب فرات در ساحل راست رود قرار گرفته باشند . از طرف ديگر در جنوب كاخ شاهى و بين اين كاخ و ناحيه اتمنانكى و ازاژيل مجراى مهمى وجود داشته كه مجراى لىبيلكهگالا « 1 » يا بانيتوم « 2 » ناميده ميشده و اهميت آن به حدى بوده كه در متون خط ميخى از آن ياد شده است . احتمال ميرود وجود اين مجرا موجب اشتباه هردوت شده و مؤلف آن را با يكى از شاخههاى رود فرات اشتباه كرده باشد . در هر حال ترديدى نيست كه آنچه هردوت در بند 181 تا 183 نقل مىكند مربوط به معبد بعل مردوك و ازاژيل است « 3 »
هامش
( 1 ) -Libilchegalla( 2 ) -Banitoum( 3 ) - آنچه مؤلف در بند 181 دربارهء برج مطبق نقل مىكند با اطلاعاتى كه امروز بوسيله اسناد خط ميخى و حفارىهاى جديد دربارهء برج اتمنانكى بابل بدست آوردهاند تطبيق مىكند . با اين حال ، بين اين دو متن اختلاف زيادى مشاهده مىشود بدين شرح :
1 - عدهء طبقات مرئى كه يكى در ديگرى قرار دارد در برج اتمنانكى هفت بوده است نه هشت .
2 - محيط قسمت تحتانى برج آن 91 متر و 56 سانتيمتر بوده است نه يك ستاد .
3 - پلكان مارپيچ از طبقه دوم شروع ميشد و از طبقات سوم و چهارم و پنجم و ششم ميگذشت و به صحنهاى كه بناى معبد در آن قرار داشت منتهى ميشد . پلكان ديگرى از سطح زمين تا طبقه دوم كه پلكان مارپيچ شروع ميشد وجود داشته .
4 - بر خلاف ادعاى هردوت توقفگاه مخصوص استراحت بالاروندگان در ميان راه نبود بلكه در رأس طبقه دوم قرار داشت كه سطحهاى وسيع گرد طبقه سوم بر آن احدث شده بود . طبقه اول و دوم هريك به ترتيب 33 متر و 58 سانتيمتر و 18 متر و 31 سانتيمتر ارتفاع داشتند ، در حالى كه چهار طبقه ديگر هريك بيش از شش متر و ده سانتيمتر ارتفاع نداشتند .
بدين ترتيب وقتى تماشاچى به توقفگاه ميرسيد درحقيقت در ارتفاع 52 مترى بود و فقط 24 متر ديگر براى صعود در پيش داشت .