تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
خود را از كجا كسب كرده ، زيرا ارقامى كه دربارهء ابعاد اين حصار نقل مىكند بسيار مبالغه‌آميز است و روشن نيست مؤلف اين اطلاعات را چگونه بدست آورده ( هردوت مدعى است كه طول محيط حصار بابل 480 ستاد و ارتفاع آن 200 آرنج بوده و يكصد دروازه بر آن تعبيه شده بود ) « 1 » . مؤلف اين ارقام اغراق‌آميز را كه خود فرصت تحقيق دربارهء صحت آنها را نداشته و به علت ويران شدن حصار اصولا تحقيق دربارهء آن ممكن نبوده بطور يقين از كتابى استخراج نكرده و شفاها از دهان معاصرين خود شنيده و شايد به همين جهت است كه علاقهء عادى مردمان مشرق‌زمين بمبالغه در نقل مطالب در گفتار او نسبت باندازه‌ها و مقادير كاملا مشهود است . دربارهء آرامگاه زوس بلوس « 2 » كه هردوت در بند 181 تا 183 بشرح آن پرداخته همين ترديد و ابهام موجود است . بديهى است قصد هردوت از اين معبد همان معبد معروف بعل مردوك است كه به ازاژيل « 3 » معروف بود و برج معروف بابل كه برج اتمنانكى « 4 » ناميده ميشد بر آن قرار داشت . مشكل عمده‌اى كه در اين قسمت از گفتهء
هامش
( 1 ) - ( براى مقايسه ستاد و آرنج با واحد طول امروز رجوع شود به مقدمه دربارهء اوزان و مقادير در يونان باستان صفحه 33 ) آن قسمت از حصار خارجى شهر بابل كه در زمان بخت النصر احداث شده بود در ساحل چپ فرات به شكل اضلاع مثلثى قرار ميگرفت كه جريان فرات قاعدهء آن محسوب ميشد . ضلع شمال شرقى اين مثلث در حدود 4500 متر طول داشت ، و اگر اين رقم را چهار برابر كنيم حد اكثر طول محيط حصار بابل از 18 كيلومتر يعنى كمى بيش از 100 ستاد نبوده است . از طرفى جاى ترديد است كه حصار مستحكمى كه در زمان بخت النصر بنا شده بود در ساحل راست رود نيز ادامه داشته باشد ، چه امروز هيچگونه اثرى كه حاكى از وجود اين حصار در اين قسمت از ساحل باشد مشاهد نميشود . احتمال ميرود كه در اين قسمت شهر فقط قسمتى از حصار داخلى كه هردوت در بند 181 بدان اشاره مىكند قرار داشته است نه حصار خارجى كه در زمان بخت النصر بنا شده بود . حصار داخلى همان حصارى است كه چهارضلعى بوده و رود فرات آن را از ميان به دو نيم ميكرده است . محوطهء وسيعى كه در ساحل چپ رود بين حصار داخلى و حصار بخت النصر قرار داشت هرگز جزء شهر بابل محسوب نميشد و فقط قصر تابستانى پادشاه در اين قسمت ساخته شده بود و در مواقعى كه شهر در محاصره دشمن قرار ميگرفت ساكنان دهات اطراف به آن پناه ميبردند و در آنجا در چادرهاى خود مسكن ميكردند . ( 2 ) -Zeus - Belos( 3 ) -Ezagil( 4 ) -Etemenanki