و نيز احتمال ميرود خلط مبحثى كه در بند 131 دربارهء آناهيتا و ميترا مشاهده مىشود نتيجهء ابتكار شخص او باشد . هردوت به پارس مسافرت نكرده بود ، ولى با بسيارى از پارسها معاشرت كرده و با كسانى كه پارسىها را مىشناختند گفتگو كرده و حاصل مطالعات خود را تحت عنوان اخلاق و عادات و رسوم و مذهب آنها شرح داده است .
نسبت به آنچه هردوت در بندهاى 178 ، 187 ، 192 و 200 دربارهء بابل شرح ميدهد تشخيص اينكه چه قسمت از آن سهم شخص مؤلف است و چه قسمت آن از آثار متقدمان اخذ شده كارى است بس دشوار . هردوت خود در بند 159 از كتاب سوم ميگويد كه حصار خارجى شهر بابل را در زمان داريوش ويران كردند و تمام دروازههاى آن را از جا كندند . با اين حال ، وقتى از اين حصار و دروازههاى آن صحبت مىكند ، فعل را به زمان حال به كار ميبرد بقسمى كه خواننده تصور مىكند كه اين حصار در زمان مؤلف باقى و دروازههاى آن همچنان در چهارچوب فلزى خود استوار بودهاند . اينجا است كه اين فرض پيش ميآيد كه ممكن است هردوت براى تشريح وضع كلى از نوشتهء يكى از مؤلفان متقدم مانند هكاته « 1 » يا ديونيزيوس « 2 » استفاده كرده و نوشتهء آنانرا با احتياط تصحيح و عينا در كتاب خود به زمان حال نقل كرده باشد . اگر فرض كنيم هردوت هنگام مسافرت به اين شهر از راه رود فرات به شهر وارد شده باشد ظاهرا فقط محله هاى مجاور رود را ديده و آنچه متقدمان دربارهء اين قسمت از شهر نوشتهاند اصلاح كرده و افعال آن را به زمان حال به كار برده و آنچه خود نديده و در آثار متقدمان خوانده عينا با فعل ماضى تحرير كرده . دليل اين ادعا اينست كه وقتى از دريچههاى فلزى كنار ساحل رود گفتگو مىكند فعل ماضى به كار ميبرد ( بند 180 ) ، و همچنين است وقتى دربارهء حصار كاخ شاهى ( بند 181 ) و چگونگى عبورومرور مردم بر روى پل فرات سخن ميگويد ( بند 186 ) . دربارهء حصار شهر بابل معلوم نيست مؤلف اطلاعات
هامش
( 1 ) -Hecate( 2 ) -Dionysios