سرگذشت كه در اينباره نقل كردهاند او معقولترين آن را انتخاب كرده و آنچه مؤلف ضمن شرح جنگ اين پادشاه با قوم ماساژت نقل مىكند و زمينه را براى بيان سرانجام شوم قهرمان داستان خود مهيا مىكند بايد از منبعى غير از دو منبع سابق كه چندان به كوروش حسن نظر نداشته است باشد . بر خلاف آنچه به ظاهر ميتوان حكم كرد ، منبع اين قسمت از تاريخ هردوت از ماساژتها نبوده و از قوم ماد بوده است . چون كتابى در اينباره از متقدمين هردوت بطور يقين موجود نيست ، بدون ترديد اين قسمت منبع يونانى ندارد . و اما آنچه هردوت دربارهء فتح بابل نوشته ، بطوريكه مؤلف خود نقل مىكند ، منبع آن اطلاعاتى است كه اهالى محل به او دادهاند ( بند 191 ) . تنها موردى كه ميتوان بگفتهء مؤلف دربارهء منبع اطلاعات او اعتماد كرد همين مورد است ، زيرا مطالعهء منابع موثق ديگرى كه از آن زمان باقى است نشان ميدهد كه اهالى بابل هنگامى كه وقايع را براى مؤلف نقل كردهاند چندان جانب حقيقت را نگرفتهاند و مطالب را صرفا بخاطر كوچك جلوه دادن پيروزى كوروش و توجيه شكست خود تحريف كردهاند . امروز اسناد و مدارك زيادى به خط ميخى كشف شده كه نشان ميدهد اهالى بابل در جنگ با كوروش به كلى شكست خوردند و ضربتى كه از اين شكست بر آنان وارد آمد به حدى شديد بود كه حتى بفكر دفاع از شهر خود نيفتادند . آنچه اهالى بابل براى هردوت نقل كردهاند نه تنها به قصد توجيه اين شكست خفتآور گذشتگان خود بوده ، بلكه قصد كوچك كردن شخصيت فاتح بزرگ آسيائى نيز در آن نهفته است . دليل اين ادعا آنست كه در بند 191 مطلب طورى بيان شده كه خواننده تصور مىكند حتى تدبير جنگى كه كوروش براى تسخير بابل انديشيد نتيجهء تلقين يكى از خائنين بابل بوده و شخص كوروش در ابتكار اين حيلهء جنگى سهمى نداشته است .
كمى بعد ، مؤلف با تلخى و تأسف از سقوط شهر بابل ياد مىكند و يادآور مىشود كه اهالى بابل فرصت مناسبى را براى نابود كردن سپاه پارس از دست دادند . همچنين آنچه در بند 169 دربارهء خشم كوروش نسبت به رود دياله نقل شده به نظر مضحك ميرسد و باوركردنى نيست كه فاتح كشورگشائى مانند كوروش آنقدر بىتدبير باشد كه در
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: هرودت
ص١٦٨