بنابراين ميتوان حدس زد كه اين تاريخ بخصوص آن قسمت كه مربوط به شرح چگونگى روى كار آمدن كوروش است از اطرافيان هارپاگ سرچشمه گرفته و همانطور كه بعضى از محققان عقيده دارند منبع آن از خانوادهء هارپاگ بيرون نباشد « 1 » .
اكنون بايد ديد كه آيا هردوت نخستين كسى است كه اين اخبار را به زبان يونانى تدوين و جمعآورى كرده يا ديگران قبل از او بچنين كارى دست زدهاند و هردوت مطالب خود را در دست دوم از آنها اتخاذ كرده است . در اين مورد دو نكته غير قابل ترديد است ، اول آنكه قبل از هردوت مورخى بنام شارون « 2 » از اهل لامپساك « 3 » بيكى از خوابهاى آستياژ اشاره كرده و دوم آنكه در زمانى كه هردوت ميزيست در دلف « 4 » شايع شده بود كه كوروش از يك شاهزادهء ماد به دنيا آمده است . ولى هيچيك از اين دو مسئله كافى نيست و دليل آن مىباشد كه هردوت مطالب خود را از متقدمان اخذ كرده و يا مطلقا در عصر خود از دهان مردم شنيده و تحرير كرده ؛ بنابراين مادام كه خلاف آن ثابت نشده نبايد در صحت اشارهاى كه هردوت در بند 95 به « عدهاى از پارسها » مىكند و آنها را منبع كسب اخبار خود معرفى مىكند ترديد كرد .
در كتيبهاى كه از قرن پنجم يا چهارم قبل از ميلاد در گزانتوس « 5 » بدست آمده از فرزند شخصى بنام هارپاگ نام برده شده . عدهاى باستناد اين كتيبه مدعى هستند
هامش
( 1 ) - حتى آنچه هردوت در بند 129 از قول آستياژ دربارهء هارپاگ نقل مىكند چندان براى هارپاگ زننده نيست ، چه اگر هردوت در اين بند هارپاگ را به خامى و حماقت متصف مىكند علت آنست كه عقيده دارد كه اگر هارپاگ اراده ميكرد ميتوانست خود بجاى كوروش پادشاه شود و چون چنين نكرد و شخص ديگرى را بسلطنت رسانيد عملى ناشيانه مرتكب شد . بعيد نيست همين روايت هم از اطرافيان هارپاگ سرچشمه گرفته باشد ، چه بديهى است وقتى هارپاگ با آن همه قدرت و توانائى بنفع كوروش از سلطنت پارس و ماد صرفنظر ميكرد ، او و خاندان او احترام و قرب بيشترى در دربار كوروش مييافتند .
( 2 ) -Charon( 3 ) -Lampsaque( 4 ) -Delphe( 5 ) -Xanthos