تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
از متقدمين در دست نداشته و مطالب اين قسمت را نيز مانند قسمت‌هاى ديگر كتاب خود شفاها از دهان مردم شنيده و قسمت‌هائى كه به اين ترتيب جمع‌آورى كرده طورى درهم و پيچيده و مخلوط تحرير كرده كه نشان ميدهد چندان ارزش و مقامى براى اين قسمت از تاريخ خود قائل نبوده است . مطالبى كه هردوت در بند 101 دربارهء جزئيات جغرافيائى و نژادى قوم ماد شرح ميدهد بايد از يكى از كتب متقدمين اخذ شده باشد . همچنين مطالبى كه در بارهء جادهء كولشيد « 1 » به ماد ( بند 104 ) و اوضاع عمومى كشور ماد ( بند 110 ) و قبايل پارس شرح ميدهد بطور يقين از يكى از كتبى اخذ شده است كه قبل از هردوت وجود داشته . آنچه مؤلف دربارهء اكباتان نقل كرده و توصيفى كه از اين شهر مىكند ، بايد منبعى يونانى داشته باشد و مؤلف شرح آن را از دهان يونانيان شنيده باشد ( بند 98 ) . ليكن قسمتى از مطالب بند 104 و 105 را مولف در آسكالون « 2 » و قبرس و سرزمين سكاها بدست آورده و در هر حال افسانهء جوانى كوروش و چگونگى جلوس او را بسلطنت پارس بطور يقين از منبعى مشترك اخذ كرده است . دنباله سرگذشت كوروش از منابعى ديگر است . قسمت‌هائى كه كرزوس را در كنار كوروش مجسم مىكند مانند بعضى مطالب قسمت اول اين كتاب از افسانه‌اى سرچشمه ميگيرد كه كرزوس خود قهرمان آن بوده‌است . اين افسانه پادشاه مخلوعى را مجسم مىكند كه در برابر پادشاه قوم فاتح خود عقل و درايت و تدبير قابل ستايش از خود نشان ميدهد ، براى حمايت قوم خود نفوذ و اعتبارى را كه در اسارت بدست آورده به كار ميبرد و شهرت و اعتبار اوليه قوم خود را حفظ مىكند . واضح است چنين افسانه‌اى فقط از سرزمين ليدى ميتواند سرچشمه گيرد . برعكس ، آنچه مربوط است به خواب كوروش و خطر قيام پسر هيستاسپ و ترسى كه از اين خواب بر پادشاه دست داده ظاهرا بايد از منابع پارسى بوده باشد ، همان منابعى كه بعدها افسانهء جلوس داريوش از آنها ناشى شده است . سرگذشت مرگ كوروش كه هردوت مدعى است از بين چندين
هامش
( 1 ) -Colchides( 2 ) -Ascalon
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 167 | هرودت / هادى هدايتى