تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
رها كردن طفل شيرخوار در كوهستان و ضيافت مشمئزكننده‌اى كه آستياژ براى هارپاگ ترتيب داد نظاير و امثالى در تاريخ يونان دارند ، ولى وجود اين نظاير دليل آن نيست كه مردم آسيا در اختراع اين افسانه‌ها سهمى نداشته‌اند . برعكس ، امثال و نظاير اين افسانه‌ها در قسمتهاى ديگرى از تاريخ مشرق‌زمين ديده مىشود و مؤيد آنست كه باحتمال زياد منشاء اين افسانه‌ها سرزمين آسيا بوده است . از اين قبيل است ضيافت كراهت‌آورى كه پناهندگان سيت براى سياگزار ترتيب دادند ( بند 73 ) . و چون احتمال نميرود كه يونانيان دربارهء سياگزار به خيالبافى پرداخته باشند ، بايد نتيجه گرفت كه بطور كلى منشاء اين افسانه‌ها و منبع اطلاعات هردوت در اين‌باره مشرق‌زمين است نه يونان و يونانيان باستان . از آنچه گذشت چنين نتيجه گرفته مىشود كه « تاريخ كوروش » بيشتر متكى به منابع آسيائى است و اطلاعات هردوت در اين‌باره بيشتر از نواحى آسيا و مردم اين قاره سرچشمه گرفته . حال بايد ديد آيا منبع اين اطلاعات منحصرا از پارس بوده يا نقاط ديگر نيز در تشكيل اين تاريخ سهيم بوده‌اند . بطور يقين نميتوان مدعى شد كه اطلاعات هردوت نسبت به اين قسمت از تاريخ كوروش منحصرا از منابع پارسى بوده باشد چه اگر از صحت يا سقم مطالبى كه هردوت در اين قسمت نقل مىكند صرفنظر و از ورود در اين بحث مفصل خوددارى شود ، لا اقل بايد توجه داشت كه بعضى مطالبى كه هردوت در اين قسمت عنوان مىكند با حقيقت تطبيق ندارد . و همين موضوع مؤيد آنست كه اطلاعات هردوت در اين قسمت منحصرا از منابع پارسى نبوده است . مثلا پارس‌ها هرگز آنطور كه هردوت شرح داده مطيع مادها نبوده‌اند ؛ كامبيز پدر كوروش آنطور كه در بند 107 از كتاب هردوت به آن اشاره شده يك فرد عادى از خانواده‌اى متمول نبود كه از قدرت حكومتى به كلى بىبهره باشد ؛ كامبيز و اجداد او و همچنين پسرى كه بعد از مرگ او جانشين او شد عنوان « پادشاهى آنزان « 1 » » را داشته‌اند و از طرفى كشور آنزان فقط دست‌نشاندهء امپراتورى ماد بود نه قسمتى از اين امپراتورى . همچنين
هامش
( 1 ) -Anzan