- در بند 201 تا 204 هردوت براى مجسم كردن تهور كوروش و جرأت و جسارت او در جنگى كه با ماساژتها آغاز كرده بود از وسعت و عظمت سرزمين اين قوم سخن ميگويد و از رود آراكس كه در نظر او يكى از بزرگترين رودهاى جهان محسوب ميشد ياد مىكند و از آن بعنوان سدى عظيم بر سر راه فاتح پارسى نام ميبرد . ولى همين جا بار ديگر مؤلف از مطلب دور مىشود و بشرح مطالبى خارج از موضوع ميپردازد كه ارتباطى چندان با شرح موانع اين لشگركشى بزرگ ندارد . از اين قبيل است آنچه دربارهء درياى خزر واقع در مشرق سرزمين ماساژتها بيان مىكند . همچنين است آنچه دربارهء قفقار و ساكنان اين محل و جزاير و باطلاقهاى آراكس مينويسد . در اينجا به نظر ميرسد كه هردوت ميدان سخن را آزاد گذارده و كوشيده است اطلاعات جغرافيائى خود را بر خواننده عرضه كند و فضل و كمال خود را در اين قسمت مجسم سازد .
باوجود اين ، آنچه هردوت دربارهء اقوام نيمهوحشى و نواحى ناشناس اين سرزمين مينويسد براى مجسم كردن محيط خوفناكى كه كوروش بدان قدم ميگذارد تا حدى لازم به نظر ميرسيد و احتمال ميرود قصد مؤلف از بيان اين قسمت آن بوده كه نشان دهد اين اقدام كوروش از حيث جرأت و جسارت درحقيقت بمنزلهء نوعى « ديوانگى » بوده است .
- بند 215 و 216 اختصاص دارد به شرح اخلاق و عادات و رسوم ماساژتها و نوع سلاح و زندگانى بيابانگرد و چگونگى تغذيه آنها . بهتر آن بود كه مؤلف اين قسمت را كمى قبل ، آنجا كه از جنگ ماساژتها با پارسها و عقبنشينى آنها سخن ميگويد بيان ميكرد .
* * * اگر از كثرت جملات معترضه و بيموقع بودن نقل بسيارى از آنها صرفنظر كنيم ، بايد اعتراف كرد كه از بسيارى از اين مطالب معترضه دربارهء چگونگى تهيه اين كتاب و استقلال اوليه قطعاتى كه امروز در اين اثر جاودان در كنار هم قرار دارند
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: هرودت
ص١٦٠