تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
سميرن بدست آنان اطلاعاتى اضافه مىكند . درحقيقت مطالبى كه مؤلف در اين باره نقل مىكند كمترين ارتباطى با « تاريخ كوروش » كه عنوان قسمت دوم از كتاب اول او است ندارد . همچنين است آنچه هردوت دربارهء اقوام كارى « 1 » و كنى « 2 » و ليسى « 3 » و اهالى بابل و قوم ماساژت نقل مىكند . بطور كلى احساس مىشود كه هربار پارس‌ها به تسخير كشورى تازه ميپردازند و قومى تازه مورد تجاوز آنها قرار ميگيرد ، مؤلف از فرصت استفاده مىكند و شرحى به توصيف چگونگى آن سرزمين اختصاص ميدهد و آنچه دربارهء ساكنان آن ميداند بيان مىكند . از اين حيث طرز برداشت مطلب هردوت قابل دفاع است ، ولى نبايد فراموش كرد كه كرزوس قبل از كوروش بر اقوام يونانى ساكن آسياى صغير تسلط يافته بود و اگر قرار بود جنگ اقوام پارس را با مردم ساكن يونى نخستين مرحلهء جنگ يونانيان با « اقوام وحشى » دانست ، حق اين بود كه مؤلف در همان موقع كه چگونگى استقرار سلطهء كرزوس را بر اين اقوام شرح ميداد به اين مطلب اشاره ميكرد و جنگ كرزوس با ساكنان اين نواحى را نخستين جنگ يونانيان با « اقوام وحشى » ميدانست . شايد علت اينكه هردوت از استقرار سلطهء كوروش بر شهرهاى يونى بيش از تسلط كرزوس بر همين شهرها متأثر است اينست كه كرزوس اين شهرها را يك‌بيك تسخير كرد و هريك را بدليلى خاص مطيع خود كرد ( بند 26 ) ، در حالى كه كوروش تمام اين شهرها را يك‌جا مورد حمله قرار داد و حملهء او به تمام آنها علت مشترك داشت و بهانه او اين بود كه در موقع لازم بتقاضاى او گوش نداده و دست از طرفدارى از كرزوس نكشيده بودند . بعلاوه ساكنان يونى در برابر تهديد كوروش دست به كارى زده بودند كه در موقع حمله كرزوس چنين نكرده بودند : آنان باهم به مشورت پرداختند و در پانيونيون اجتماع كردند و نمايندگانى به اسپارت فرستادند . همانها كه در گذشته به علت اختلافات داخلى خود نتوانسته بودند از اندرزهاى تالس ملطى پيروى كنند و شوراى متحده‌اى از
هامش
( 1 ) -Carie( 2 ) -Caunie( 3 ) -Lycie
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 156 | هرودت / هادى هدايتى