به علت اين اهانت متحمل شدند نقل مىكند درحقيقت مطالبى خارج از موضوع است ، و همچنين است مطالبى كه دربارهء قدمت معبد آسكالون و منشاء پرستش آفروديت در قبرس و سيتر « 1 » بيان مىكند .
- در بند 110 مؤلف شرح بسيار مختصرى به توصيف چگونگى سرزمين ماد اختصاص ميدهد و قصد او از بيان اين مطلب آنست كه خواننده بتواند علت اينكه هارپاگ آن محل را براى رها كردن كوروش انتخاب كرد درك كند .
- بند 125 اختصاص دارد به ذكر نام قبايل پارس . قصد مؤلف از ذكر نام اين قبايل اينست كه خوانندگان توجه كنند كه در آغاز كار فقط سه قبيله از قبايلى كه نام ميبرد با كوروش متحد شدند و بر مادها قيام كردند .
- مطالب بند 131 تا 140 اختصاص دارد به شرح احوال و عادات و رسوم و قوانين و معتقدات پارسها . اين قسمت كه شرح مفصلى بدان اختصاص دارد بلافاصله پس از شرح چگونگى سقوط آستياژ و تجديد خاطرهاى از سقوط پادشاه ليدى عنوان شده . در اين موقع كوروش فرمانرواى آسيا شده بود و قومى كه او بدان تعلق داشت قوم فرمانروا بود و حدس زده ميشد كه مدتها نقش رهبرى و فرمانروائى را در صحنهء سياست آسيا به عهده خواهد داشت . درينصورت منطقى بود كه مؤلف اين قوم را بخوانندگان معرفى كند و اخلاق و عادات و رسوم و معتقدات آن را شرح دهد .
- در بند 142 تا 151 هردوت دربارهء اقوام يونى « 2 » ساكن آسيا و اقوام ائولى « 3 » و درى « 4 » سخن ميگويد ، شهرهاى يونى و ائولى را نام ميبرد ، نواحى سرسبز و حاصلخيزى كه اين شهرها را در آغوش داشتند مجسم و تحسين مىكند و از معبد مشتركى كه يونىها در آن اجتماع ميكردند سخن ميگويد و به تمام اين مطالب ، دربارهء اصل و منشاء قوم يونى و علت تقسيم آنها به دوازده شهر و پادشاهان قديم آنان و غصب شهر
هامش
( 1 ) -Cythere( 2 ) -Ionie( 3 ) -Eolie( 4 ) -Dorie