هاى يونانى سواحل آسياى صغير كه حاضر به خيانت به پادشاه ليدى نشدند و بكفارهء اين گناه مورد حملهء فرماندهان پارس قرار گرفتند شرح داده شده . هردوت در پايان بند 169 چنين نتيجه ميگيرد : « بدين ترتيب بود كه سرزمين يونى براى بار دوم باسارت و اطاعت درآمد . وقتى هارپاگ يونىهاى ساكن سواحل آسيا را مطيع كرد ، يونىهاى ساكن جزاير كه از پيشآمد اين وقايع بيمناك شده بودند شخصا اطاعت كوروش را گردن نهادند . »
بعد از آن ، مؤلف بشرح جزئيات چگونگى تسخير قسمتهاى داخلى آسياى صغير و سرزمين اقوام كارى « 1 » ، كنى « 2 » و ليسى « 3 » كه همسايگان يونانيان ساكن آسيا بودند ميپردازد . و از اين قرار سراسر قسمت دوم « تاريخ كوروش » بشرح اين جنگ بزرگ خارجى بين عناصر آسيائى از يكطرف و اقوام يونانى و نيمهيونانى از سوى ديگر اختصاص دارد و در همين قسمت است كه مؤلف براى نخستين بار به جنگهائى كه بعدها بين مردم آسيا و يونانيان ساكن اروپا رويداد و به جنگهاى مديك معروف شد اشاره مىكند ( بند 153 ) . لاكرينس « 4 » بنمايندگى از جانب دولت اسپارت بحضور فاتح پارس ميرسد و به او اخطار مىكند كه از تجاوز به شهرهاى يونى خوددارى كند .
كوروش متحير و مبهوت از اطرافيان خود دربارهء قومى كه چنين جرأت گستاخى و جسارت يافته بود و به فاتح بزرگى چون او امر ميكرد كه از تجاوز به شهرهاى يونانى خوددارى كند استفسار مىكند و همين كه از حال مردم اسپارت باخبر مىشود خطاب به نمايندهء اين شهر چنين ميگويد : « تا امروز من هرگز از مردمانى كه در محلى معين در مركز شهر خود جمع ميشوند و بقيد سوگند يكديگر را فريب ميدهند ترس نداشتهام . اگر من سالم بمانم ، اين اشخاص ديگر دربارهء مصائب يونىها پرحرفى نخواهند كرد ، بلكه دربارهء مصائب خود گفتگو خواهند كرد . » ( بند 153 )
هامش
( 1 ) -Carie( 2 ) -Caunie( 3 ) -Lycie( 4 ) -Lacrines