حقى به آن نداشت تصاحب كرد « 1 » . لوگزياس « 2 » تمام كوشش خود را به كار برد تا سانحهء سارد در زمان فرزند كرزوس اتفاق افتد نه در زمان شخص او . ولى تغيير سرنوشت و تقدير غير ممكن بود . آنچه را كه تقدير و سرنوشت اجازه داد خداوند دربارهء كرزوس مراعات كرد و سقوط شهر سارد را سه سال بتأخير انداخت . كرزوس بايد خوب توجه كند كه او سه سال ديرتر از تاريخى كه سرنوشت مقدر كرده بود دچار اين بليه شد . بعلاوه ، در موقعى كه او طعمهء شعلههاى آتش بود خداوند بكمك او شتافت . و اما دربارهء پيشگوئى هاتف ، ايراد كرزوس وارد نيست . لوگزياس به او گفته بود كه چنانچه با پارسها بجنگد ، امپراتورى بزرگى را نابود خواهد كرد .
اگر او مايل بود تصميم عاقلانهاى اخذ كند ، حق اين بود كه در برابر اين جواب كسانى بنزد خداوند بفرستد و از او سؤال كند كه مقصود او كدام امپراتورى است ، امپراتورى او يا امپراتورى كوروش . چون او آنچه را كه به او گفته شده بود درك نكرده بود بار ديگر بسؤال نپرداخت و در اين صورت بايد مسئوليت اين امر را متوجه شخص خود بداند . و اما آنچه در آخرينبار كه كرزوس با لوگزياس مشورت كرد دربارهء قاطر ماد با او صحبت شد ، اين سخن را نيز كرزوس درك نكرده بود . اين قاطر همان كوروش است ، چه او از پدر و مادرى به دنيا آمده بود كه از دو نژاد مختلف بودند . مادر او زنى نجيبزاده و پدرش مردى حقير بود . مادرش از اهل ماد و دختر آستياژ پادشاه ماد بود ، در حالى كه پدرش از اهل پارس و دستنشاندهء مادها بود و با اينكه از هر حيث حقير و مسكين بود با دختر پادشاه خود ازدواج كرده بود . »
هامش
( 1 ) - هاتف معبد دلف ميتوانست به فرستادگان كرزوس يادآورى كند كه حتى در زمان ژيژس هاتف معبد چنين پيشگوئى را كرده بود ( بند 13 همين كتاب ) . اينكه هردوت در اين مورد اشارهاى به پيشگوئى هاتف در مورد ژيژس نمىكند ممكن است دليل آن باشد كه اين پيشگوئى كه در بند 13 از آن ياد شده مطلبى است كه اصولا مربوط به تاريخ كرزوس نبوده و بعدها بر آن اضافه كردهاند .
( 2 ) - لوگزياس( Loxias )يكى از اسامى آپولون بود كه در اصطلاح يونانى « مورب » ، « مشكوك » ، « ضد و نقيض » معنى ميداد و علت اينكه با اين اسم از آپولون ياد مىشود اشاره به ضد و نقيض بودن پيشگوئىهاى هاتف اين خداوند است كه غالبا تكرار ميشد .