نتيجهاى كه بايد از چنين كارى انتظار داشته باشى چنين خواهد بود : آنكس كه بيش از همه مال بچنگ آورد بفكر خواهد افتاد كه بر تو شورش كند . پس اكنون اگر عقيدهء مرا مىپسندى بطريقى رفتار كن كه برايت شرح مىدهم : بر تمام دروازهها « 1 » از محافظين خود قراولانى بگمار و به آنها امر كن كه اموال غارت شده را كه بخارج مىبرند بگيرند و به صاحبان آنها بگويند كه بايد ده يك آن به خداوند زوس « 2 » تقديم شود . بدين ترتيب تو بجبر و روز اموال غارت شده را از آنها نگرفتهاى كه در نظر آنها مرتكب عملى زشت شده باشى ، و آنها نيز كه اقدام ترا بجا ميدانند داوطلبانه از اموال غارت شده صرفنظر ميكنند . »
90 - كوروش مجذوب بيانات كرزوس شد و اندرز او را صائب و بجا تشخيص داد . پس تمجيد فراوان از او كرد و به مستحفظين خود امر داد آنچه او گفته بود اجرا كنند .
آنگاه خطاب به كرزوس چنين گفت : « كرزوس ، چون مشاهده ميكنم كه تو مانند مردى از خاندان پادشاهى با عقل و درايت سخن ميگوئى و چنين رفتار ميكنى تقاضائى از من بكن تا دردم بموقع اجرا گذارم . » كررزوس پاسخ داد : « اى ارباب من ، « 3 » بزرگترين لطفى كه ممكن است نسبت به من روا دارى اينست كه اجازه دهى اين زنجيرها را كه مشاهده ميكنى براى خداوند يونانيان كه بين خدايان از همه بيشتر محترم داشتم بفرستم و از او سؤال كنم آيا عادت او چنين است كه هركس به او نيكى كند فريب دهد . » كوروش از او پرسيد بچه جهت خداوند را به اين عمل متهم مىكند و چه چيز موجب شده است كه چنين تقاضائى از او كند . پس كرزوس سرگذشت خود را براى او نقل كرد ، جوابهاى هاتف و بخصوص هدايائى كه به
هامش
( 1 ) - مقصود دروازههاى ارگ است ، زيرا سربازان از راه دروازهها اموال غارت شده را به اردوگاه خود كه در خارج شهر بود ميبردند .
( 2 ) - زوس يا ژوپيتر خداى خدايان در يونان باستان
( 3 ) - درينجا كرزوس با حس تسليم خاصى كوروش را ارباب و صاحب خود خطاب مىكند . شايد زياد هم برحسب تصادف نباشد كه هردوت موقعى از دهان كرزوس كوروش را « ارباب » خطاب مىكند كه قبلا كوروس جوانمردى و بزرگوارى رقيب ليدى خود را ستوده بود . تا اين لحظه كرزوس در مكالمه خود با كوروش او را « پادشاه » خطاب ميكرد و چنين به نظر ميرسيد كه مكالمه بين دو پادشاه است نه بين يك پادشاه » فاتح و پادشاهى اسير .