زبانها بود « 1 » . اكنون بدون اينكه من بزدلى و بىحالى از خود بروز داده باشم مرا از هر دوى آن محروم ميكنى ، پس من با چه روئى ميتوانم در ميدان شهر رفتوآمد كنم ؟ در نظر اهالى شهر حالت چگونه شخصى را خواهم داشت ؟ زنى كه بتازگى انتخاب كردهام دربارهء من چه تصور مىكند و فكر مىكند با چگونه شخصى بايد زندگى كند ؟ « 2 » يا بگذار من به اين شكار عزيمت كنم و يا با دلائل قانع كننده به من ثابت كن كه ترتيبى كه تو خواهان آن هستى بصلاح من است . »
38 - كرزوس پاسخ داد : « فرزند من ، اگر من با تو چنين رفتار ميكنم علت آن نيست كه ترا ترسو يافتهام يا چيز غير عادى ديگرى در تو ديدهام . علت آنست كه شبحى در خواب در نظرم جلوه كرده و به من خبر داده كه تو مدتى كوتاه زنده خواهى بود و نيش خنجرى به حيات تو خاتمه خواهد داد . به علت اين خواب بود كه ازدواج تو را باشتاب ترتيب دادم و به علت همين خواب است كه اكنون ترا از عزيمت به اين شكار منع ميكنم . من احتياط ميكنم شايد بتوانم تا خود زندهام ترا از چشيدن اين سرنوشت معاف دارم . « 3 » تو يگانه و تنها فرزند منى ، زيرا فرزند ديگرى كه عليل و كر است براى من در حقيقت وجود ندارد . »
39 - جوان چنين پاسخ داد : « اى پدر ، اگر چنين خوابى ديده باشى ، از اينكه رعايت احتياط دربارهء من ميكنى گلهاى ندارم . ولى نكتهايست كه تو بدان توجه ندارى
هامش
( 1 ) - شكار حيوانات وحشى بزرگ در نظر مردم باستان يكى از خطرناكترين عمليات بود و در رديف زورآزمائى در جنگ محسوب ميشد .
( 2 ) - معلوم مىشود آنطور كه كرزوس انتظار داشت ازدواج آتيس چندان تأثيرى در او نكرده بود . از دو حال خارج نيست : يا زنى كه كرزوس براى فرزند خود انتخاب كرده بود بود يك زن خانهنشين و آرام نبود و يا از نوع سخنانى كه آتوسا( Atossa )با داريوش در ميان ميداشت او نيز با شوهر خود در منزل و در بستر در ميان ميگذاشت ( كتاب سوم - بند 134 )
( 3 ) - معلوم مىشود كرزوس چندان اميدوار نبود كه بتواند فرزند خود را از چنگال تقدير و سرنوشت برهاند و به همين جهت با آتيس طورى سخن ميگويد كه معلوم است نسبت به اين امر اطمينان ندارد و با خودپسندى ناشيانهاى ميكوشد فقط تا مدتى كه خود زنده است فرزند خود را از تحمل اين سرنوشت شوم معاف كند .