و عزيمت كنى ، زيرا سنت پدرانت چنين اقتضا دارد و علاوه بر آن تو مردى نيرومند و قوى هستى « 1 » . »
42 - آدراست پاسخ داد : « اى پادشاه ، در حال عادى من هرگز حاضر به مداخله در چنين نبردى نخواهم بود ، زيرا با بدبختىهائى كه گريبانگير منست شايسته نيست كه خود را در جمع مردانى كه با من همسن ولى خوشبخت و سعادتمند هستند وارد كنم . من چنين ميلى ندارم و بدلايل زياد از اقدام بچنين عملى خوددارى خواهم كرد . ولى اكنون كه تو از من چنين ميخواهى و بايد وسيلهء رضايت خاطر ترا فراهم كنم و جبران احساسات ترا با عملى نيك انجام دهم ، آمادهام آنچه دستور دهى انجام دهم . تو امر ميكنى كه مراقب فرزندت باشم ، اطمينان داشته باش تا آنجا كه از يك مراقب و نگهبان ساخته است او صحيح و سالم مراجعت خواهد كرد . »
43 - آدراست به كرزوس چنين پاسخ داد و آنگاه با عدهاى از جوانان برگزيده و سگان زبده حركت كردند . همين كه به كوههاى المپ رسيدند شكارچيان به جستجوى حيوان مشغول شدند و وقتى آن را يافتند از هرسو آن را محاصره كردند و بسوى آن نيزه و خنجر پرتاب كردند . در اين موقع همان خارجى كه آدراست نام داشت « 2 » و كرزوس او را به علت قتلى كه مرتكب شده بود تهذيب كرده بود خنجرى بسوى كفتار افكند كه خطا رفت و بجاى كفتار به فرزند كرزوس اصابت كرد .
بدين ترتيب فرزند كرزوس از ضربت خنجر از پا درآمد و خواب كرزوس تحقق يافت يكى از همراهان باشتاب به سارد رفت تا اين خبر را به كرزوس برساند . همين كه او به سارد وارد شد ماجراى شكار و سرنوشت فرزند كرزوس را بر پادشاه فاش كرد .
هامش
( 1 ) - مقصود كرزوس اينست كه آدراست با برانگيختن حس خودنمائى و انجام وظيفهاى خطير خود را از بدبينى و يأس و نااميدى شديد كه با آن دست بگريبان بود نجات دهد .
( 2 ) - آدراست در زبان يونانى به معناى « اجتنابناپذير » است . در اين موقع كه خواب كرزوس به صورتى اجتناب ناپذير تحقق مييافت كرزوس تازه متوجه ارتباط نام اين خارجى با سرنوشت شوم فرزند خود ميشد .