44 - كرزوس از شنيدن خبر مرگ فرزند خود چنان اندوهگين شد كه ناله و زارى سرداد . اندوه او بيشتر از اين بود كه فرزندش بدست همان كسى بقتل رسيده بود كه خود او را به علت قتلى كه مرتكب شده بود تهذيب كرده بود .
وقتى اندوه و رنج او بمنتهاى شدت رسيد زوس « 1 » خداوند غسل و تهذيب را بشهادت طلبيد و ظلمى را كه آن خارجى به او روا داشته بود بر او اعلام كرد . اوزوس را كه خداوند خانواده و محبت و دوستى نيز ميدانست به اين نام طلب كرد . او بعنوان خداوند خانواده به زوس متوسل شد ، زيرا مرد خارجى را در خانهء خود پذيرفته بود و بدون علم و اطلاع بر اينكه او قاتل پسرش خواهد بود از او نگهدارى كرده بود . و نيز زوس را بعنوان خداوند دوستى و محبت بخاطر آورد ، زيرا او خارجى را براى مراقبت و نگهبانى آتيس با او همراه كرده بود ، درحاليكه هم او بدترين دشمن فرزند او بوده است .
45 - كمى بعد اهالى ليدى جنازهء آتيس را بحضور پادشاه آوردند . بدنبال آنها قاتل وارد شد ، در برابر جنازه ايستاد ، دستهاى خود را بسوى كرزوس بگسترد ، خود را بوى تسليم كرد و از او خواست تا او را در برابر نعش فرزندش قربانى كند .
او نخستين واقعهء تيرهبختى خود را به ياد پادشاه آورد و گفت چون بعد از ارتكاب قتل نخستين تهذيب شد و اكنون قاتل كسى شده كه او را تهذيب كرده است ، ادامهء زندگى بر او غير ممكن است . وقتى كرزوس اين سخنان را شنيد با اينكه با شديدترين مصائب خانوادگى روبرو بود ، نسبت به سرنوشت آدراست برقت و ترحم آمد و چنين گفت : « اى ميهمان من ، چون تو خود را بمرگ محكوم ميكنى ، من از تو كمال رضايت دارم . در حقيقت علت تيرهبختى من تو نبودهاى زيرا تو بدون قصد و اراده فقط وسيلهء انجام آن بودهاى « 2 » . تصور ميكنم مسبب اين تيرهبختى يكى از خدايان و شايد آن خدائى بوده است كه مدتها قبل از حدوث اين واقعه
هامش
( 1 ) -Zeus- زوس يا ژوپيتر
( 2 ) - در زمان كرزوس و هردوت از لحاظ حقوقى و تأثير مجازات در ارتكاب جرائم اختلاف زيادى بين جرم عمد و غير عمد موجود بود .