و به علت توجه نكردن به اين نكته معناى خواب بر تو مجهول ميماند و حق اينست كه من اين نكته را بر تو روشن كنم . تو خود ميگوئى كه در خواب دانستهاى كه من از نيش خنجرى كشته خواهم شد ولى آيا كفتار دست دارد ؟ آيا مسلح به خنجر است كه تو از آن بيم دارى ؟ اگر در خواب ديده بودى كه من از ضربت دندان يا چيزى نظير آن خواهم مرد ، در اين صورت حق داشتى كه چنين رعايت احتياط كنى . ولى تو در خواب ديدهاى كه من با نيش خنجر از پا در خواهم آمد و و چون در اين شكار ما با مردمان نخواهيم جنگيد ، پس مرا آزاد گذار كه با آنها عزيمت كنم . »
40 - كرزوس پاسخ داد : « با اين تفسير كه از خواب من كردى وسيلهاى براى قانع كردن من يافتى . و چون با استدلال تو قانع شدم عقيدهام را تغيير دادم و به تو اجازه مىدهم به اين شكار عزيمت كنى . »
41 - پس از اين سخن ، كرزوس كس بدنبال آدراست از اهل فريژى فرستاد و او را بحضور طلب كرد ، و وقتى آدراست حاضر شد به او چنين گفت : « آدراست ، تو با نگونبختى مولمى روبرو بودى كه من بخاطر آن به تو سرزنشى نميكنم . در آن وقت كه تو دچار چنين نكبت بودى من ترا تهذيب كردم و در خانه خود منزل دادم و اكنون نيز همچنان ترا در خانهء خود نگاه ميدارم و مخارج ترا همچنان به عهده دارم . امروز بايد خدمتى كه من به تو كردم با خدمتى جبران كنى . من مايلم كه تو محافظ فرزند من باشى او به شكار ميرود ، تو بايد مراقب باشى كه در راه تبهكاران در جستجوى ارتكاب جنايتى شما را غافلگير نكنند و آسيبى بشما وارد نسازند « 1 » . از طرف ديگرى تو نيز وظيفه دارى كه هر جا ممكن باشد با شهامت به كارهاى بزرگ دست زنى و خودنمائى كنى تأمل جايز ندارى
هامش
( 1 ) - مقصود كرزوس حملهء مسلح راهزنان و قطاع الطريقانى بود كه در جادههاى بزرگ بقتل و غارت مسافرين مشغول بودند . معلوم نيست با پيشبينى احتمال چنين حملهاى چگونه كرزوس اجازه ميدهد فرزندش به اين شكار خطرناك عزيمت كند ، چه مراقبت آدراست تأثيرى در جلوگيرى از حدوث چنين واقعهاى نداشت .