5 و 20 دقيقه از تارويسيو ، كه يكى از بهترين مناظر طبيعى را داشت . در ساعت 6 و 20 دقيقه از سرحد اتريش و ايتاليا عبور كرديم و به پونتهبا
Pontebba
در ايتاليا رسيديم ، و اينجا بار و اسباب سفر را وارسى كردند . پس از شام خوردن به ترن ديگر نشستم ، و اين قطار در ساعت 6 و 40 دقيقه به راه افتاد . دنباله مسير هم از دامنه كوه و كنار رودخانه مىرفت ، و از تونلهاى بسيار گذشتيم . مناظر كنار راه همچنان بديع و چشمگير بود . در جايى قطار از راه گردنهاى گذشت كه ستيغهاى كوه در اينجا پشتدرپشت و طبقهدرطبقه با تركيب و نمايى عجيب ايستاده بود . . . . ترن در ساعت 3 بامداد به بولونيا
Bologna
رسيد .
فيرنسه و رم
پنجشنبه 14 ، كمى ابرى :
از سپيدهدم ، ترن باز به راه كوهستان افتاد و از كوههاى سخت گذراند و از بيش از ده تونل گذشت ، و گهگاه نيز در سرازير و جلگه هموار پيش رفت . منظرهء اين مسير با خاك اتريش كه راه ديروزمان بود تفاوت داشت ؛ گندم در كشتزارها بلندتر شده و خوشه بسته بود ، و ميان كشتزار درختان بيد و توت زياد بود ، و به همه برگ سبز جوانه زده و شاخسار درختان گيلاس و هلو و زردآلو و آلو پر از شكوفه بود . منظرهء روزهاى معتدل بهار را نشان مىداد ، و تفاوت اين هوا و چشمانداز با آنچه كه ديروز در كوههاى آلپ ديديم عجيب بود .
قطار در ساعت 7 در پراتو
Prato
توقف كوتاهى كرد ، و ساعت 7 و نيم به فيرنسه
Firence
رسيد . اينجا براى سوم بار در اين مسير ترن عوض كردم ، و قطار در ساعت 8 به راه افتاد . . . .
در اين مسير همهجا ميان كشتزار گندم درختان ميوه به چشم مىخورد . . . و خانههاى روستايى فقيرانهتر از آنكه در اتريش ديدم مىنمود . . . .
ترن در ساعت 4 و 50 دقيقه به رم ، پايتخت ايتاليا ، رسيد . پس از منزل گرفتن در « هتل اروپا » به سفارت ژاپن رفتم ؛ اما نابهشيما وزيرمختارمان براى استقبال از خانمش كه از ژاپن [ از مسير دريايى ] مىآمد به ناپولى
Napoli
رفته بود ، و نتوانستم او را ببينم .
خان ژاپنى در رم
جمعه 15 ، صاف :
صبح آقاى ماتسودايرا سادانورى امير [ - دايميو ] پيشين ايالت كووانا [ ايالت مىئه
Mie
كنونى ] به ديدنم آمد . بعدازظهر همراه او به تماشاى كليساى بزرگ سنپيترو
St . Pietro
، و ويرانههاى مجلس قديم روم كه به تازگى از زير خاك درآمده است ، قصر باستانى قيصر يا