آبراه سوئز
ساعت 11 صبح به كشتى برگشتيم ، و كشتى در ساعت 12 ظهر ، لنگر برداشت و روانه شد . از اينجا در كانال سوئز ، كه حدود هفتاد - هشتاد ذرع پهنا دارد ، راه پيموديم . در سوى راست مسيرمان در خشكى ، جابهجا خاكريز و باتلاق بود . . . ، و در سوى راست بيابان بيكران باير .
پس ، هوا داغ و سوزان بود . به ديدن آفتاب كه مانند گلولهء آتشى در افق زردگون كوير فرو مىرفت ، رنج سفر در بيابانهاى ايران را به ياد آوردم . ساعت 6 و 45 دقيقه بعدازظهر ماشينخانهء كشتى از كار ايستاد و كشتى ميان كانال لنگر انداخت ، زيرا كه كشتيرانى در كانال شبهنگام ممنوع است .
شهر سوئز و درياى سرخ
يكشنبه 24 ، صاف :
در سپيدهدم ماشينخانه كشتى را روشن كردند و باز به راه افتاديم . چندى كه پيش رفتيم ، كشتىمان براى راه دادن به سفينهاى كه از مقابل مىآمد به كنارى رفت و لنگر انداخت ، و ساعت 8 ديگربار به حركت درآمد . ساعت 4 و نيم عصر به سوئز رسيديم . مسافت از پورت سعيد تا اينجا 87 ميل دريايى بود . شهر سوئز به درياى احمر نگاه مىكند ، حدود يك هزار خانه دارد و در اراضى پست بنا شده است . پس از دو ساعتى توقف در اين كناره ، كشتى در ساعت 6 و نيم لنگر برداشت و در درياى احمر پيش رفت .
دوشنبه 25 ، بسيار صاف :
در سوى راست مسيرمان در مسافت نزديك ، كوههاى افريقا به چشم آمد ، و در سوى چپ مسير در دوردستها كوههاى عربستان ديده مىشد .
سهشنبه 26 ، بسيار صاف :
امروز دريا آرام بود .
چهارشنبه 27 ، بسيار صاف :
دريا همچنان آرام بود . اما امروز احساس گرماى شديد كردم .
پنجشنبه 28 ، بسيار صاف .