سزار
Caesar
، و كولوزيوم
Collosium
رفتم . عظمت و شكوهمندى كليساى سنپيترو و تماشاخانه كولوزيوم ، و زيبايى و برازندگى قصر قيصر و مجلس روم باستان بر همگان معلوم است ، و به وصف آن در اينجا نياز نيست . گردشى در شهر و خيابانهاى رم كردم و برگشتم .
مهمانان ديرگاه
شنبه 16 ، صاف :
ساعت 8 صبح به سفارت [ ژاپن ] رفتم و با نابهشيما وزيرمختار و اعضاى سفارت ديدن و آگاهشان كردم كه روز 17 اين ماه از رم روانه خواهم شد . آنگاه به هتل برگشتم و بار و اثاث سفر را آماده كردم . در تاريكروشن غروب هم همراه يك مرد انگليسى به كولوزيوم رفتم و برنامه موسيقى و آتشبازى را كه در اين ويرانههاى تاريخى برگزار مىشد شنيديم و ديدم ، و [ به هتل ] برگشتم تا بخوابم . اما در ساعت 10 و نيم آقايان ماتسودايرا ، اوكازاكى ، و تاناكا اعضاى سفارت براى خداحافظ گفتن آمدند [ و دير خوابيدم ] .
در راه ناپولى
يكشنبه 17 ، صاف :
ترن كه به آن نشستم در ساعت 6 و 5 دقيقه به مقصد ناپولى
Napoli
به راه افتاد . . . . و ساعت 12 و نيم به اينجا رسيد . در ناپولى در هتل ميلانو منزل كردم . گفتند كه كشتى پستى غروب فردا به اين بندر خواهد رسيد . پس در اين فرصت در شهر و خيابانها گردشى كردم . خانههاى اينجا بسيار بزرگ بود و خيابانها سنگفرش ، و در آن خط واگن اسبى كشيده و تأسيسات ديگر ساخته بودند ؛ اما ناپاكيزگى شهر و شمار فقرا به اندازهاى بود كه در جاهاى ديگر نديده بودم .
ويرانههاى پمپى
دوشنبه 18 ، صاف :
به شركت مسازارى ماريتايم
Messazari Maritime
رفتم و بليت [ براى سفر دريايى تا ژاپن ] خريدم . بعدازظهر به موزه كه آثار و بقاياى پمپى
Pompei
را به نمايش گذاشته بود رفتم . اين شهر در سال 79 ميلادى بر اثر آتشفشان كوه وسويوس
Vesvios
ويران و مدفون شد ، و در سالهاى اخير حفارى [ و آثارى بيرون آورده شده كه شگفتىبرانگيز است . پس به هتل بازگشتم و به انتظار آمدن كشتى ماندم ؛ اما سرانجام امروز كشتى نيامد .