تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨

خطّآهن تا قصر سلطان

گفتند كه راه‌آهن از اينجا تا دهانهء خليج ازميد به طول 92 كيلومتر كشيده شده و 620 هزار ليره استرلينگ خرج ساختن آن شده است . اين خطآهن را براى اين ساخته‌اند كه اينجا را به قصر ديگر سلطان عثمانى در ازميد بپيوندد ، و استفاده عمومى براى نقل‌وانتقال كالا يا مسافر از آن منظور نبوده است . امروز ناهار به خانه آقاى پيرسون
Pearson
دعوت داشتيم ، و عصر هنگام به منزل برگشتيم .

توپقاپىسراى

شنبه 15 ، صاف : ساعت 11 و نيم حقى بيك صاحب‌منصب بحريه آمد تا برابر امر سلطان عثمانى قصر سلطانى و جاهاى ديگر را به ما نشان بدهد . با او ناهار خورديم و سپس به كالسكه نشستيم و به توپقاپى سراى « 1 » كه در نوك دماغه استانبول [ بر كنار به سفر ] واقع است رفتيم . در دروازهء كاخ پاسداران نگهبانى مىدادند . نخست از قراول‌باشى سلطانى ديدن كرديم و آن‌گاه به خزانه رفتيم . در ورودى خزانه ، بر ديوار چپ و راست ، چندين شمشير و نيزه و تفنگ و بيرق قديم نصب كرده و آراسته بودند . به درى ديگر رسيديم و قفل آن را باز كردند و توى خزانه رفتيم . گنجينه اين خزانه همه جواهر و ظروف كمياب بود كه در دو طبقه پايين و بالا و بر روى هم در 6 تالار چيده و به نمايش گذاشته بودند .

تخت سلطان عثمانى

در ورودمان و پيش رو ، تخت سلطانى را ديديم كه كرسىاى مربع شكل و هر بر آن حدود 8 ، 1 ذرع بود و چهار گوشه‌اش چهار ستون داشت به بلندى حدود دو ذرع كه بر آن سقفى زده بودند مرصّع به چندين هزار مرواريد و جواهر سرخ و سبز كه نقش اسليمى مىساخت ، و درخشش اين گوهرها چشم را خيره مىكرد . سلطان سليم اول در سال 1517 كه به مصر لشكر راند و قاهره را تصرف كرد و فرمان داد تا بيش از 000 ، 30 نفر از تسليم‌شدگان را بر ساحل نيل اعدام كنند ، بر اين كرسى نشست و شاهد اجراى فرمان خود بود . پندارى كه جواهر سرخ اين تخت از خون اين سى هزار تن رنگ گرفته ، و مرواريدهاى صيقلى و درخشندهء آن از استخوان‌هاى اين قربانيان تراشيده شده است ، و زيبايى اين تخت نشان از ستم سلطان خودكامه دارد .
هامش
( 1 ) . فوروكاوا با خط هجايى ژاپنى خاص ضبط اسامى بيگانه به تركيبى نوشته كه « سرايى كورز » خوانده مىشود ، اما با شرحى كه داده است اينجا با توپقاپىسراى تطبيق مىكند .
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 318 | هاشم رجب زاده / نوبويوشى فورو كاوا / كينيجى ئه اورا