يوشيدا : احساسات دوستانه حضرت سلطان مايهء امتنان است .
سلطان : آيا به ممالك اروپا هم سفير فرستاده شده است ؟
يوشيدا : ( به تفصيل پاسخ داد . )
علاقه به ايجاد مناسبات با ژاپن
سلطان : يكى از مشاوران مورد اعتماد خودم را به سفارت به دربار ژاپن و حضور امپراتور خواهم فرستاد . اميدم اين است كه از مملكت شما هم بخصوص فرد معتمدى براى سفارت فرستاده شود تا محرم نزديك من باشد . از اين راه اميد بهترين نتيجه مىرود .
يوشيدا : توقيرا اين نظر حضرت سلطان را به دولت متبوعم گزارش خواهم نمود . ما هم انتظار داريم كه كشتى بحريه سلطانى از سواحل ما ديدن بكند تا پرچم سرافراز مملكت عثمانى را در [ آن سوى ] خاور برافراشته ببينيم .
سلطان : مدتها است كه بر اين نيّت بودهام ؛ اما چنانكه مىدانيد در اين سالها وضع روابط با ممالك اروپا ما را بسيار مشغول داشته است [ اشاره به درگيرىها ، و جنگ با روسيه ] ، و نتوانستم اين نيّت را به اجرا دربياورم . در آينده كه اوضاع آرام شد به يقين كشتى نظامى خواهم فرستاد [ تا ديدار متقابل بكند ] .
يوشيدا : ما باريافتگان در اينجا از مهر و مهماننوازى خاص برخورداريم ، اما وسيلهاى براى تلافى اين محبتها نداريم . پس ، به مملكتمان كه برگرديم ، خواهيم كوشيد تا نيات حضرت سلطان تحقق يابد .
خطهاى تلگراف
سلطان : آيا از اينجا به ژاپن خط تلگراف هست ؟
يوشيدا : چهار - پنج مسير ارتباط تلگرافى هست ؛ يكى از طريق سوئز ، دوم از راه بغداد ، سوم از مسير درياى سياه و خاك قفقاز ، چهارم از گذر درياى سياه و اودسا
Odessa
. همه اين خطها به ژاپن مىپيوندد .
سلطان : در اين وضع ، [ با اينكه ] غرب و شرق از هم فاصله بسيار دارند ، اما از راه تلگراف نزديك شدهاند . خوب ، در چهار - پنج روز آينده نوبتى با هم شام بخوريم و گفتوگوى دوستانه بكنيم .
يوشيدا : از نظر عنايتتان سپاسگزار است . اين فرمايش در حقيقت التفاتى بيش از حد انتظارمان است ، و مايه بالاترين افتخار . پس استدعا مىكند كه با عنايت و اتمام اكرام اجازه