مهمانى سفير انگليس
جمعه 11 ، ابرى :
شبهنگام به دعوت گاشن
George J . Goschen
سفير انگليس به مهمانى در اقامتگاه او رفتيم . در اينجا بيكر
Baker
، سرهنگ انگليسى كه درجه سرتيپى در قشون عثمانى و لقب « پاشا » دارد ، هم ملاقات شد .
باريابى نزد سلطان عثمانى
شنبه 12 ، صاف :
امروز موعد شرفيابى نزد سلطان عثمانى بود . ساعت 11 و نيم صبح با يوشيدا و يوكوياما به كالسكه نشستيم و به كاخ سلطنتى رفتيم . اين كاخ سلطان بالاى تپهاى در شمال پرا است . جلوى دروازهء كاخ فقط دو پاسدار سلطنتى نگهبانى مىدادند . ما از كالسكه پياده شديم و از دروازهء كاخ به درون رفتيم و آنگاه به سمت چپ به سوى پلگان كاخ كه از سنگ مرمر بود پيش رفتيم .
در اينجا منيف بيك پيشخدمت حضور سلطان به استقبالمان آمد و ما را به اتاق سمت چپ كه مانند خانه مردم عادى ساده و بىزيب و زينت بود راهنمايى كرد . چندى كه اينجا منتظر مانديم ، خبر آمد كه سلطان آمادهء پذيرفتنمان است ؛ پس همراه همان مقام دربارى پيش رفتيم . سلطان جلوى نيمكتى ايستاده بود تا ما را بار حضور بدهد . به ديدن او رسم احترام بهجا آورديم و از آستانه تالار قدم به درون گذاشتيم و پيش رفتيم و [ پس از رسيدن به نزديك سلطان ] برابر مرسوم سه بار سلام و تعظيم كرديم و مقابل نيمكت ايستاديم . سلطان بر نيمكتى كه جلوى آن ايستاده بود نشست و آنگاه به زبان فرانسه با گفتن
Asseyez , Asseyez
[ بنشينيد ! ] ما را دعوت به نشستن كرد . از اين لطف و عنايت سلطان تشكر فراوان كرديم .
وضع و نماى كرسى سلطان بسيار ساده بود و زيب و آرامش خاصى نداشت . سلطان روى لباس معمولى ردايى از جير پوشيده بود . جاى نشستن ما فقط يك نيمكت با محل جلوس سلطان فاصله داشت . نخست يوشيدا ماساهارو با مترجمى يوكوياما ماگوايچيرو مطالب زير را معروض داشت ، كه منيف بيك ترجمه [ تركى ] آن را به عرض سلطان مىرساند :
سخنان يوشيدا
يوشيدا : بسيار مفتخر و سپاسگزاريم كه امروز حضرت سلطان به ما اذن شرفيابى بخشيدند ، و اين را بالاترين افتخار براى خود مىدانيم ، و براى سلامت حضرت سلطان دعا مىكنيم . براى ما [ شرفيابشدگان ] زيارت سلطان همچون چشم گشودن به چشمه آفتاب است ، و طول عمر