در استقبال ، اينبار هم با نواختن موسيقى بدرقهمان كردند .
سفارت ايران و حسام السلطنه
يكشنبه 6 مارس ، صاف :
بهبود يافته و از بستر بيمارى برخاسته بودم ؛ پس بعدازظهر اينروز از منزل بيرون آمدم و با قطار راهآهن به شمال شاخطلايى رفتم و بعد از عبور از پل بزرگى به سفارت ايران در استانبول رسيدم ، و اينجا از معين الملك سفير و ميرزا جواد خان نايب سفير ديدن كردم . با حسام السلطنه عموى شاه ايران هم كه در راه بازگشتن از سفر به مكه و مدينه ، تربت حضرت محمد ( ص ) در عربستان ، به استانبول رسيده و در اينجاست ، ملاقات شد . شنيدم كه سفر رفت و بازگشت حجّ او شش ماه طول كشيده است . زائران حج مسافت هزار فرسنگ را هم راهى دور و دشوار نمىبينند ، و اين گوياى تأثير و نفوذ عقايد اسلامى در دل و جان آنهاست . اما راستش من احساس كردم كه اين سفر در واقع بيهوده است .
دوشنبه 7 ، صاف .
ديوانخانه ترك
سهشنبه 8 ، صاف :
ساعت 11 صبح امروز ديگربار به سفارت ايران رفتيم چون اينجا به ناهار دعوت داشتيم . در راه بازگشتنمان سرى به وزارت خارجه عثمانى زديم و عظيم پاشا وزير امور خارجه را ملاقات كرديم . بر خلاف ممالك ديگر كه وزارتخانهها هركدام در جايى ديگر است ، وزارت خارجه با دفتر وزارت اعظم و ديگر وزارتخانهها در يك ساختمان بزرگ جاى دارد . اين [ مجموعهء حكومتى و ادارى ] را « باب عالى » مىگويند . در ژاپن قديم هم دستگاه و محل دربار « گومون » ، به معنى دروازه ، خوانده مىشد .
چهارشنبه 9 ، ابرى و شبهنگام باران و رعد و برق .
پنجشنبه 10 ، صاف :
وزير خارجه امروز فرمان سلطان را ابلاغ كرد كه پسفردا ، 12 مارس ، به ما اذن شرفيابى داده است .