تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢

اينسه‌برون

پنج‌شنبه 10 ، صاف : در ساعت 5 صبح به اينسه برون
Ince Burun
رسيديم . تركيب اين بندر هم مانند شهر بندرهايى بود كه پيشتر ديديم و وصف آن را نوشتم ؛ باريكه‌اى است در دامنه كوه كه به دريا مىرسد . كشتى در ساعت 11 از اين بندر روانه شد ، و نزديك ساحل پيش مىرفت . عصر ، حدود ساعت 5 ، ناگهان چنان مه غليظى هوا را گرفت كه تا چندقدمى را نمىشد ديد .

تنگه به سفر

جمعه 11 ، صاف : از بعدازظهر ديروز ، مه انبوه همچنان بر جاى بود . فقط تا صد پايى اطراف را مىشد [ به زحمت ] ديد . از ساعت 10 صبح مه كم‌كم رقيق شد . در ساعت 11 به دهانه تنگه به سفر ، كه باريكه راه آبى ميان درياى سياه و درياى مديترانه است و نير خاك آسيا را از قارهء اروپا جدا مىكند ، رسيديم . اين ناحيه مهم‌ترين جاى مملكت عثمانى است . به تنگه كه وارد شديم ، عرض آبراه فقط 2000 متر بود . در هر دو ساحل اينجا توپ كار گذاشته بودند ، و خانه و ساختمان ديده مىشد . ساحل به سفر همه‌جا كوه و تپه است پوشيده از سبزه و درخت انبوه ، كه انعكاس آن در آب چشم‌انداز بديعى مىسازد . چندى كه در اين آبراه پيش رفتيم ، باريك‌تر و به پهناى چهارصد - پانصد متر شد . در دامنه تپه‌هاى هر دوسو ساختمان‌هاى بلند به رديف به چشم مىخورد ، و پيدا بود كه به استانبول نزديك شده‌ايم . گويا از دهانه به سفر تا استانبول 20 ميل فاصله است . در ساعت 1 به لنگرگاه رسيديم و كشتى لنگر انداخت ، اما هنوز تا تشريفات ورودمان به ساحل به انجام نرسيده نمىتوانستيم پياده شويم . گمان كردم كه اين معطلى در پياده‌شدنمان از آن‌رو است كه ژاپن از ممالك كاملة الوداد عثمانى نيست .

استانبول

شنبه 12 ، باد و باران : ساعت 11 صبح سرانجام توانستيم به خشكى برويم . با تلاش و توصيه ناخداى كشتىمان ، از يك كشتى نظامى روس كه در اين بندر لنگر انداخته بود كرجى گرفتيم تا با آن به خشكى برويم . پس از تشكر كردن از ناخدا ، به اين كرجى نشستيم و به خشكى پياده شديم ، و با كالسكه به « هتل دو انگلتر » در پرا رفتيم و اينجا منزل كرديم .
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 302 | هاشم رجب زاده / نوبويوشى فورو كاوا / كينيجى ئه اورا