طريق تبريز به تهران مىرفتند . كشتى باز به حركت درآمد و ساعت 11 و 40 دقيقه شب به گرسون
Giresun
رسيد و اينجا لنگر انداخت . در اين شهر ساحلى هم كوه به دريا نزديك بود .
اين بندر حدود 20 هزار جمعيت داشت و محصولش نوعى آهن و فولاد مرغوب بود كه براى ساختن تفنگ [ و لوله توپ ] به كار مىآيد . گويا شركت و كارخانه توپريزى كرّوپ [ آلمان ] خريدار عمده اين محصول است .
نيمهشب كشتى باز لنگر برداشت و از اين بندر به راه افتاد .
اردو ، سامسون
سهشنبه 8 ، صاف :
ساعت سه و 40 دقيقه به اردو
Ordu
رسيديم . اينجا هم خانههاى شهر در دامنه كوه و نزديك ساحل دريا بود . ساعت هشت صبح از اين بندر حركت كرديم و در ساعت سه و 15 دقيقه [ بعدازظهر ] به سامسون
Samsun
رسيديم . [ كشتى لنگر انداخت و ] ما به خشكى پياده شديم و به تماشاى شهر و خيابانها رفتيم .
اينجا با اينكه 25 هزار نفر جمعيت داشت و سكنهاش رو به فزونى بود ، شهر با روح و رونقى نبود . در كشتزارهاى اين ناحيه تنباكو عمل مىآيد كه گويا ارزش صادرات آن در سال به پنج كرور پاوند مىرسد ، و تنباكوى مشهور عثمانى همين است . از كارخانه توتونسازى ديدن كرديم . در اينجا چند ده كارگاه بود و صدها زن و مرد و كودك در آن كار مىكردند و سرگرم خرد كردن يا بستهبندى تنباكو بودند . اين كارها را همه با دست انجام مىدادند نه با ماشين . در بستهبندى تنباكو ، حدود 750 گرم تنباكو را به شكل قالبى چارگوش در كاغذى مىپيچيدند . پس از ديدن اين كارخانه به كشتى برگشتيم [ و شب را در كشتى كه در اين بندر لنگر انداخته بود مانديم ] .
آسياى آبى
چهارشنبه 9 ، كمى ابرى :
صبح ، ديگربار به خشكى آمديم و به كنسولگرى روسيه رفتيم و از كنسول ديدن كرديم . نيز ، به كارخانه گندم آردكنى رفتيم . گفتند كه محصول اين آسياى آبى 125 كيسه آرد در روز است . دستگاه گندم آردكنى آن بسيار خوب بود . هنگام ظهر به كشتى بازگشتيم ، و كشتى در ساعت 2 و 45 دقيقه از اين بندر حركت كرد .