روس باشند بسياريشان كمكم به مملكت عثمانى مهاجرت مىكردند .
آوارگان ترك
در واقع ديديم كه كسانى كه در صدد رفتناند گروهگروه در مساجد شهر ايام مىگذرانند . در حياط و صحن مسجد با صندلى و در شكسته و تختهپاره ديوار زده و آلونك مانند ساخته و چند ده خانوار از زن و مرد [ و بچه ] در اينجا بهسر مىبردند . پيرترها جامهدان كوچكى را بالش ساخته و از بيمارى و ناتوانى دراز كشيده ، و كودكانى لباسهاى ژنده را جامه خواب كرده و خوابيده بودند . آنها بىجا و جامه و غذا مانده و نزار و ناتوان شده بودند . مردمى كه خاك وطنشان را از دست داده باشند به اين وضع رقّتبار مىافتند . [ به جاى آنها ] روسها به تدريج مىآمدند و مستقر مىشدند و خانه مىساختند و بناى اقامت مىافكندند . اين نمونه تفاوت احوال [ دو ملت ] را در عمران و شكوفايى از يكسو و خرابى و انحطاط از سوى ديگر نشان مىدهد . ديدن اين صحنه برايم دلسوز بود .
خان گرجى
از حاكم اينجا ، پرنس آريستف ، ديدن كرديم . شنيدم كه اين پرنس در اصل از خوانين گرجستان بود ، و در پى از دست رفتن مملكتش تابع روسيه شد ، و اكنون به حكومت اينجا مأمور شده است . اين ناحيه به سه بخش تقسيم و براى هر بخش حاكمى معين شده است . حاكم اينجا كامران نام دارد . او براى بازديد ما به كشتى آمد .
كارخانه اسلحهسازى
شنيدم كه ماليات اين نواحى در سال به 5 كرور روبل مىرسد .
در شرق اين بندر ، در فاصلهء حدود نيم رى ژاپنى [ - يك ثلث فرسخ ] ، يك كارخانه اسلحهسازى بود . براى تسهيل حملونقل ، خط آهنى از بندر به اينجا كشيده بودند . بعدازظهر اينروز ما به ترن نشستيم و به اين كارخانه رفتيم . ساختمان اينجا هنوز تمام نشده بود ، اما حدود 10 بناى كارگاه داشت . ديوارها و سقف و كف اين عمارتها را همه از بتون . . . ساخته بودند . بتون كه مخلوطى از سيمان و سنگريزه است ، پس از خشك شدن مثل سنگ سفت و سخت مىشود و بسيار محكم است . براى ساختن خطآهن [ در زيرسازى آن ] آجر بهكار مىبرند . اين آجر چارگوش است و 6 سوراخ در ميان دارد ، و در مقايسه با آجر معمولى بسيار سبكتر است ، و از نظر دوام هم با آن تفاوتى ندارد . گويا ريل براى راهآهن از انگليس وارد