مىشد و سيمان از مارسى در فرانسه . ساختن اينجا كه به انجام برسد ، كارخانه وسيعى خواهد شد .
قرارگاه و بيمارستان نظامى
در راه بازگشتن ، به سربازخانهاى رسيديم كه ساختمان آن هنوز تمام نشده بود . اينجا 4 عمارت داشت و گفتند كه گنجايش يك گردان را دارد . هر گردان قشون روسيه يكهزار نفر است ، پس هريك از اين عمارت 250 سرباز را جا مىدهد ؛ به اين ترتيب كه در هر اتاق از 8 اتاق آن ، كه حدود 7 * 10 ذرع وسعت دارد ، 31 سرباز مكانگذران و خوابگاه دارند . در مقايسه با سربازخانههاى خودمان [ در ژاپن ] ديدم كه خيلى كوچك است ، و هر اتاق هم فقط دو پنجره دارد ، و هوا در اينجا خوب جريان پيدا نمىكند ، و اين وضع براى سلامت سربازان زيانبار است .
پس از آن ، در فاصلهاى اندك ، به بيمارستان نظامى رسيديم . اينجا در ساحل دريا بنا شده بود و شش اتاق و گنجايش 60 بيمار داشت . ديديم كه چند مريض بسترى بودند . تختخواب بيماران همه از آهن بود ، و كف اتاق را فرش نكرده و اسكلت ساختمان را ، چنانكه در كارخانه اسلحهسازى ، از بتون ساخته و بام و ديوارها را به تخته پوشانده بودند و بسيار پاكيزه مىنمود .
مهمانى شهردار
به كشتى كه برگشتيم نامهء دعوت از شهردارى آمده بود كه آن شب به مجلس رقص برويم . پس به آنجا رفتيم . مهمانها از زن و مرد هفتاد - هشتاد نفر مىشدند . با چاى و شيرينى پذيرايى كردند . ساعت 11 شب به كشتى برگشتيم ، و كشتى ساعت 12 لنگر برداشت و به راه افتاد .
ترابوزان ؛ خاك عثمانى
دوشنبه 7 ، صاف :
از ديشب موازى ساحل جنوبى درياى سياه مىرانديم ، و كشتى ساعت نه و 40 دقيقه صبح به ترابوزان رسيد و در بندر لنگر انداخت . از اينجا خاك عثمانى است . نزديك ساحل اينجا رشتهكوه بلندى با قله برف پوشيده كشيده ، و شهر و خيابانها در باريكه دامنه اين كوه تا آب دريا ساخته شده بود . ترابوزان داراى 42 هزار جمعيت و مقّر كنسولگرى ممالك گوناگون و شهر بزرگ و مركزى اين نواحى بود . از اينجا تا ارزروم [ يا ارزته الروم ] 4 روزه با اسب مىشد رفت . گويا انگليسىها براى رفتن به ايران معمولا اين مسير را در پيش مىگرفتند و از