با كشتى به باتومى
شنبه 5 ، كمى بارانى :
پوتى بندرى است بر كنار رود در ناحيه ايميلچى [ ؟ ] در ساحل درياى سياه . اينجا هشتاد - نود هزار نفر جمعيت داشت ؛ اما شهر و بازار آن چندان با روح و رونق نبود . باز اينجا از بنادر خوب [ عمدهء ] ساحل شرقى درياى سياه است . ما مىخواستيم با كشتى به سوى ديگر درياى سياه و به خاك عثمانى برويم ؛ اما كشتى از مبدأ بندر باتومى
Batumi
در فاصله 52 ورست جنوبى پوتى به آنجا مىرود . پس مىبايست نخست به باتومى برويم . در ساعت يازده و نيم به كشتى بخارى كوچك به نام ازن نشستيم ، و كشتى در ساعت 12 و 15 دقيقه روانه شد ؛ و پس از بيرون آمدن از بندر ، با جريان آب پايين آمد و موازى كنارهء شرقى درياى سياه راند تا كه در ساعت سه و 50 دقيقه به بندر باتومى رسيد . اينجا هم در اجراى حكمى كه از تفليس ابلاغ شده بود ، حاكم بندر رئيسپليس را همراه مترجم به ديدارمان فرستاد تا در كار تسهيل سفرمان مراقبت كنند .
پرچم ژاپن بر فراز كشتى روس
ساعت 5 و نيم سوار كشتى ديگر ، به نام « امپراتور الكساندر » ، شديم . اينبار ، پرچم شمس طالع را به نشانه اينكه فرستادهء ژاپن بر كشتى است ، و براى احترام ، بر فراز كشتى افراشتند . پورتين [ ؟ ] ناخداى اين كشتى گفت كه هنگام انعقاد نخستين عهدنامه ميان ژاپن با روسيه « 1 » ، او از كسانى بود كه پوچاچين [ نمايندهء روسيه ] را در مقام افسر نيروى دريايى همراهى مىكرد ، و به ناگاساكى آمد . در گفتوگويمان با او از ژاپن و احوال آن هم سخن گفتيم . شبهنگام ، درياسالار فرمانده واحد بحريه روس [ كه در كشتى بود ] به ديدن ما آمد .
بندر باتومى
يكشنبه 6 ، صبح صاف و بعدازظهر مهآلود :
بندر باتومى پيشتر در خاك عثمانى بود ؛ اما به دنبال جنگ روسيه و عثمانى در سال 1876 ميلادى « 2 » به روسيه تعلق گرفت . اينجا هفت - هشت هزار جمعيت داشت ، و ميان اهالى شهر مردم ترك زياد بودند . اما تركها با اين ديد كه با تفاوت دينى و وضع سياسى نمىتوانند تبعه
هامش
( 1 ) . در پى عقد پيمان ژاپن و امريكا در سال 1854 و به فشار ناوگان آمريكايى به فرماندهى پرىPerry، كه به دو قرن و نيم انزواى ژاپن پايان داد ، بريتانيا و روسيه هم پيمانهاى مشابهى با ژاپن بستند .
( 2 ) . جنگ روسيه و عثمانى در سالهاى 1878 - 1877 درگير بود .