تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
دوشنبه 31 ، كمى ابرى : شب‌هنگام با دعوتى كه از سوى استراسلسكى [ ؟ ] نايب الاياله شده بود به خانه‌اش رفتيم . در اين مهمانى شاهزاده گردشف [ ؟ ] و خانواده‌اش و كسانى ديگر هم بودند . پس از شام ، از اينجا و آن‌جا گفت‌وگو داشتيم ؛ و نيمه‌شب به منزل برگشتيم .

موزهء قفقاز

سه‌شنبه اول فوريه ، كمى ابرى و در عصر بارانى : بعدازظهر امروز همراه . . . به موزه‌اى رفتيم كه ساختنش هنوز به انجام نرسيده اما نقشه و اسناد و پوست حيوان انباشته از كاه و چيزهاى ديگر به نمايش گذاشته شده و چيزهاى شگفتىانگيز زياد بود . امشب هم بار ديگر به دعوت ژنرال گرشوانف به خانه‌اش رفتيم و آن‌جا با والى يك ايالت قفقاز و . . . ملاقات شد . چهارشنبه 2 ، ابرى : همسفران همه سرگرم آماده شدن براى عزيمت از اينجا در پس‌فردا بودند . پنج‌شنبه 3 ، ابرى : به خانه يا محل كار گرشوانف استراسلسكى و ديگران رفتيم و خداحافظى كرديم . شب به دعوت استراسلسكى به باشگاه اهل نظام رفتيم و سخنرانى و موسيقى شنيديم ؛ و پس از آن هم در خانه او با چاى و شيرينى پذيرايى شديم ، و آن‌گاه خداحافظى گفتيم و ساعت 2 پس از نيمه شب [ به اقامتگاه‌مان ] برگشتيم .

سفر با قطار راه‌آهن

جمعه 4 ، ابرى : امروز 296 ورست راه در پيش داريم . ساعت هشت و نيم صبح به درشكه نشستيم و از منزل به ايستگاه راه‌آهن رفتيم . به سفارش والى براى ما واگن مخصوص و مجلل آماده ساخته و مقام‌هاى حكومتى براى بدرقه‌مان آمده بودند . براى اين همه التفات و مهمان‌نوازى تشكر كرديم [ و سوار قطار شديم ] . اين واگن با چند رديف صندلى ، چراغ و آيينه و قالى مبله و مجهز شده و مخصوص امپراتور و بلندپايگان است . ترن در ساعت نه و 25 دقيقه به راه افتاد . [ مناظر گوناگون از پيش چشممان گذشت و در