دست ، كه خودشان را گرفته بودند و [ در خيابان و بازار ] مىرفتند برخورديم ، كه اينان طلبه و محصل بودند . كوى و خيابان بهراستى از انبوه مردم پر بود ، كه تنگاتنگ يكديگر مىرفتند و به هم تنه مىزدند ، و همهمه و سر و صداشان فضا را پر كرده بود .
اينجا پيشتر جزء مملكت گرجستان بود ، و در تصور كسى نمىگنجيد كه چنين شكوفايى و رونقى پيدا كند . بهراستى كه كفايت مملكتدارى است كه مايه و موجب اعتلا يا انحطاط مىشود .
پذيرايى والى قفقاز
پنجشنبه 27 ، صاف :
اتاقمان كه از آتش بخارى گرم است حرارت هوايش با بيرون 40 درجه اختلاف دارد .
يوشيدا و يوكوياما و ديگران به دار الحكومه ايالتى رفتند تا از والى ديدن كنند . من بيرون رفتم و شهر و خيابان را تماشا كردم و [ سپس ] حمام گرفتم ، و چرك روزهاى سفر را از تن شستم و حال خوش و راحتى پيدا كردم . امشب آقاى بوجى بيك [ ؟ ] ما را به ديدن نمايش سواركارى برد . گمان مىكنم كه اين كار را به دستور والى كردند تا به ما بد نگذرد .
راهآهن قفقاز
جمعه 28 ، صاف :
سپيدهدم امروز كمى برف آمد . ظهر هنگام براى ديدن آقاى گرشوانف [ ؟ ] سرتيپ سوم مهندس به خانه او رفتيم . او بيش از پنجاه ساله مىنمود . پذيرايى گرمى از ما كرد ، و گفت و گويى دوستانه داشتيم . در اينجا شنيدم كه به زودى ميان ولادى قفقاز و تفليس راهآهن كشيده مىشود . بلندى شمارى از كوههاى قفقاز تا بيش از 5100 متر ، و ساختن خطآهن در اين مسير كارى بسيار سخت است . از اينرو خطآهن از ولادى قفقاز تا باكو را از طريق پتروفسك كشيدند ، كه مسافت آن 600 ورست است . سخن از اين بود كه اين خط به راهآهن باكو به تفليس كه كشيده خواهد شد ، وصل بشود . اما هنوز قراردادى داده نشده است . پيشتر شنيدم كه هماكنون از ميان كوههاى قفقاز راهى بريدهاند تا مسافران و چاپاريان [ سوارى و بارى ] بگذرند . اگر اين كار شده باشد ، كشيدن خطآهن هم دشوار نخواهد بود . هنوز درباره اين [ طرحها ] خوب و دقيق نمىدانم . آيا پيشرفت آن به دشوارى خاصى برخورده است ! ؟
پيشروى روسها در آسياى ميانه
در آسياى مركزى اكنون ژنرال اسكوبروف [ ؟ ] با 16 گردان مستقر است ، هر گردان داراى