تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣

حكومت قفقاز

چهارشنبه 26 ، ابرى : تفليس ، كرسىنشين قفقاز ، در اراضى ميان دو كوه و بر كنار رودخانه كوره [ كر ] افتاده ، جمعيتش 110 هزار نفر و شهرى آباد و پررونق و ثروت است . از اينجا راه سخت‌گذر كوه‌هاى بلند قفقاز است ؛ اما پس از گذراندن اين كوه‌ها و دو روز طى مسافت ، به ولادى قفقاز كه برسيم ، راه‌آهن هست و از اينجا چهار روزه مىتوان به سن‌پترزبورگ ، پايتخت روسيه ، رفت . نيز [ از سوى ديگر ] در فاصله 296 ورستى به بندر پوتى در ساحل درياى سياه مىرسد ، و در اين مسير هم‌اكنون راه‌آهن كشيده‌اند و اين مسافت را يك‌روزه مىتوان رفت . خطآهن ديگرى جز يك راه 506 ، 5 ورستى [ در دست ساختمان ] كه تا دهانه بندر باكو در [ غرب ] درياى خزر مىرسد ، نيست . مىگويند كه اين خط در يك سال و نيم آينده ساخته خواهد شد . وضع راه‌ها و ارتباطات در داخل [ روسيه ] بر روى هم‌چنين است . قفقاز و كرسىنشين آن تفليس جاى مهمى شناخته شده ، وگراندوك ميخائيل نيكولايويچ برادر كوچكتر امپراتور به مقام نايب السلطنه قفقاز معين شده ، و اين ناحيه به 13 ولايت تقسيم و در هركدام حاكمى نصب شده است . نيز در اينجا نيرويى 128 هزار نفره مستقر است ، و جز اين چندين هزار سپاهى ذخيره مهيا است . اگر پيش‌آمدى بشود [ و نياز افتد ] مىتوانند تا 200 هزار نفر از نفرات ذخيره سرباز بگيرند . نهايت تجهيز و آمادگى را دارند . اين سرزمين از چندسو و با چند مملكت سرحد دارد : در مغرب با عثمانى ، در جنوب با ايران و نيز در شرق كه به درياى خزر و آسياى ميانه مىرسد . اين است كه سال‌ها پيش با قواى حكومت انگليسى هند هم درگيرى پيدا شد .

جنب‌وجوش شهر

بعدازظهر از منزل بيرون آمديم و گردشى در شهر كرديم . رود كوره از اين سر تا آن سر در ميان شهر روان است ، و بر [ دو ] كنار رود و در امتداد آن كوى و خيابان ساخته‌اند و خانه‌ها بر شيب تپه مانند فلس‌هاى ماهى يا دندانه‌هاى شانه [ پشت‌درپشت و كناردركنار ] ايستاده است . روى رودخانه پل آهنى پهنى زده‌اند . هوا خيلى سرد بود و در سوز و سرما پندارى كه باد گوش‌هايم را مىكند و مىبرد . آب در رود خروشان و فريادكنان مىرفت و تكه يخ‌هاى بزرگ صخره مانند را با خود مىبرد . در اين سوز و سرما عجيب مىنمود كه كسى در كوى و خيابان باشد ؛ اما بازار و دكان‌ها با رونق [ و پر مشترى ] بود و آمدورفت درشكه‌ها قطع نمىشد . ديديم كه در اين درشكه‌ها مردانى پوستين پوش نشسته و خندان و شادمان مىروند . اينان معمولا لشكريان بودند . به مردانى هم كتاب به
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى ) — صفحة 293 | هاشم رجب زاده / نوبويوشى فورو كاوا / كينيجى ئه اورا