اليزابت پول
شنبه 22 ، [ صبح ] صاف ، و بعدازظهر باد و باران :
راه امروزمان 20 ورست بود . ساعت هفت و نيم روانه شديم و ساعت ده و نيم به اليزابت پول
Elisabethpol
در 20 ورستى رسيديم ، و چون اسب براى عوض كردن آماده نبود در هتل امريكا
Hotel Amerique
مانديم . اينجا شهر و از مراكز بزرگ جمعيت است ، و رودخانهاى [ در ميان آن ] مىگذرد كه پل آهنى بر آن زدهاند ، و بناهاى بلند چندمرتبه پشتبهپشت هم داده و به خصوص ساختمان تازه زياد است ، و جايى معمور و پرثروت . پس هتلى هم بود كه ما در آن منزل كنيم .
قريه نادر شاه
يكشنبه 23 ، صاف و پرباد :
در اينروز 5 / 68 ورست راه پيموديم . در ساعت 8 صبح به راه افتاديم و در سوى جنوب مسيرمان در مسافت حدود يك رى ژاپنى [ - دو ثلث فرسخ ] رشتهكوهى مىديديم كه از شرق به غرب كشيده بود . اين رشتهكوه از دو روز پيش در چشماندازمان بود ، و رفتهرفته نزديك مىآمد . اين رشتهكوه در شمال سلسله كوههاى قفقاز و در فاصله پنج - شش فرسخى افتاده بود . راهمان از ميان بيابان بىحاصل بود و در تپهماهور مىرفتيم . در ساعت نه و چهل دقيقه به كرائرسى [ ؟ ] در فاصله 17 و نيم ورستى رسيديم . [ پس از آسودنى ] در ساعت ده و 5 دقيقه از اينجا روانه شديم و پس از پيمودن 14 ورست راه ساعت يازده و نيم به آبادى نادر شاه [ ؟ ] رسيديم . در ساعت 12 و ربع از اينجا به راه افتاديم و ساعت دو و 45 دقيقه در ساگام [ ؟ ] در 19 ورستى توقفگاه پيشين فرود آمديم . از اينجا هم در ساعت سه و 25 دقيقه روانه شديم و 18 ورست ديگر پيش رفتيم ، تا كه در ساعت شش و ربع در توس [ ؟ ] فرود آمديم .
كشيدن راهآهن ؛ فوج پياده
دوشنبه 24 ، صاف :
امروز 53 ورست راه پيموديم . ساعت 8 صبح در مسيرمان از راهى كوهستانى گذشتيم و در اينجا 27 واگن بارى ديديم . شش تاى اين واگنها هريك هفت - هشت خطآهن آمادهء نصب در زمين ( براى كشيدن راهآهن ) مىبرد ، و ساير واگنها بارهاى گوناگون ديگر داشت .
ندانستيم كه اين خط آهنها را در كجا كار مىگذارند ، اما در غرب باكو در چندجا ديديم كه در حال ساختن راهآهناند . اين ريلها را هم شايد براى آن راه مىبردند . نيز ، به يك فوج